تبليغاتX
توسعه پایدار و جغرافیا
دیدگاهها و کاربردهای جغرافیا درزمینه توسعه پایدار و محیط زیست Sustainable development and Geography

توسعه پایدار و نقش تحریم در فعالیتهای عمرانی

ایران یکی از کشورهای ثروتمند و در عین حال توسعه نیافته دنیاست. کشوری که نمودار فعالیت‌های اقتصادی و عمرانی آن سیر نزولی نشان می‌دهد. نگاهی به مفهوم توسعه پایدار و تاثیر سیاست. ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 10:24  توسط حمید رضا وجدانی | 
نقش آموزش در توسعه اطلاعاتی جامعه دانش مدار

مطلب زیرراکه به مفهوم  نقش آموزش درتوسعه پایدارکمک می کند ازنشانی زیربخوانید:

http://www.asianews.ir/main1.asp?a_id=25542
۸۴/۱۰/۱۲ - ۷:۳۵ - آسیا - فرنود حسنی

امروزه پیچیدگی عوامل و شاخص های موثر در توسعه به حدی است که کارشناسان در تعیین یک الگوی مشخص برای بررسی توسعه در یک جامعه عاجزند.

 از این رو با تلفیق عوامل گوناگونی چون آموزش، اقتصاد، بهداشت و...  در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 10:6  توسط حمید رضا وجدانی | 
 

گیاهان داروئی و کاربرد آنها در دامپزشکی و دامپروری/نویسنده : حمیدرضا وجدانی رادرآدرس زیرببینید:

http://dbase.irandoc.ac.ir/00680/00680884.htm

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 14:3  توسط حمید رضا وجدانی | 
ناپایداری آب دراستان همدان رادرآدرس زیربخوانید

http://dbase.irandoc.ac.ir/00670/00670920.htm

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 14:0  توسط حمید رضا وجدانی | 

 اثرات چرا بر پوشش گیاهی مراتع ایران  ؟

هر مرتعی و در هر اقلیم کشور دارای ظرفیت چرائی مجاز است که عواملی مانند بارندگی ، درجه حرارت و…


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 13:13  توسط حمید رضا وجدانی | 

 با توجه به مطالب فوق به چه اراضی و زمینی مرتع می گویند ؟

...

  طرح مرتعداری چي هست ؟

...

 در اجرای طرح مرتعداری دولت چه وظیفه و تعهداتی دارد ؟

...

 اجرای طرح های مرتعداری چه اثراتی را به دنبال خواهد داشت ؟

 ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 13:11  توسط حمید رضا وجدانی | 

نا گفته هاي مراتع كشور از زبان نگهدار اسكندري

 

 آقاي مهندس اسكندري به عنوان اولين سوال بفر ماييد وسعت مراتع در دنیا و ایران چه میزان است ؟

مراتع ایران نیز دارای آماری متفاوت بوده است تا اینکه در سال 83 دفتر مهندسی سازمان با استفاده از تصاویر ماهواره ای و عملیات میدانی ، سطح مراتع ایران را با احتساب 3 میلیون هکتار مرتع در شمال کشور 1/86 میلیون هکتار در سه طبقه پوشش گیاهی متراکم (بیش از 50% تاج پوشش) 34/6 میلیون هکتار نیمه متراکم (بین 50-25 درصد تاج پوشش) 69/20 میلیون هکتار ، کم تراکم (کمتر از 25 درصد تاج پوشش) 05/56 میلیون هکتار اعلام نمود .

مراتع کشور را در سه بعد خدمات اکولوژیکی و زیست محیطی ، تولید علوفه و تعلیف دام ، جمعیت انسانی متکی به مراتع را میتوان مورد بررسی قرار دارد .

براساس مطالعات (F.A.O) ارزش یک هکتار مراتع در سال معادل 232 دلار است . ارزش علوفه ای آن 57 دلار در هکتار معادل 5/24 درصد و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 13:6  توسط حمید رضا وجدانی | 

زیست سوخت ها، و مسئلة جهانی گرسنگی -

 نوشته فیدل کاسترو
بیش از سه میلیارد نفر در جهان به علت گرسنگی و کمبود آب آشامیدنی محکوم به مرگ زودرس خواهند شد. این رقم اغراق آمیزی نیست، بلکه می توان گفت رقمی محافظه کارانه است. من پس از ملاقاتی که پرزیدنت بوش با مدیران صنایع اتوموبیل سازی آمریکا داشت، روی این موضوع تعمق زیادی کردم.
روز دوشنبه 6 فروردین ماه (26 مارس)، راهبرد استراتژی اقتصادی سیاست خارجی آمریکا بر این فکر خطرناک استوار شد که موادغذایی را تبدیل به سوخت کنند. عین خبری که بنگاه خبری آمریکایی ”آسوشیتدپرس“ به جهان مخابره کرد این بود:
واشنگتن 6 فروردین ماه (26 مارس) ـ روز دوشنبه پرزیدنت بوش در دیدار با مدیران ارشد صنایع اتوموبیل سازی، محاسن اتوموبیل هایی را که با ”سوخت تغییرپذیر“ [الکل] اتانول و بیودیزل کار می کنند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 12:48  توسط حمید رضا وجدانی | 
دولتها

در مسير دستيابي به شرايط پايداري و به ويژه در دوران گذار، وظايف گسترده اي برعهده دولتها گذاشته شد. آنها موظف شدند تا مؤلفه هاي توسعه پايدار را در تمامي سطوح برنامه ها و سياست گذاريها ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 8:41  توسط حمید رضا وجدانی | 
مشاركت

حضـــور آگاهانه مردم در صحنه سياسي به ويژه در سالهاي اخير، به عنوان يكي از شاخصه هاي اصلي توسعه پايدار موردتاكيد قرار گرفته است. در جوامع دموكراتيك، سياست عمومي علي القاعده پاسخي به درخواست مردم است و در اين شرايط است كه هوشياري عمومي و درك ضرورتها و لوازم پايــــداري روند قانونمند و با ثباتي به خود مي گيرد.

يونسكو طي گزارشي براي قرن بيست و يكم، توسعه پايدار مستلزم «گذار از عضويت فردگرايانه در جامعه به مشاركت دموكراتيك مردم در صحنـــه» تلقـي كرده است (UNESCO, 1996:13) . براين اساس، توسعه پايدار، بدون برخورداري از كاركردهايي درجهت تعميق مشاركت دمــــوكراتيك دست يافتني نخواهدبود...

عاملان توسعه پايدار

توسعه پايدار كه به دليل جامعيت مباحث و اقبال گسترده در آخرين سالهاي قرن بيستم به بالنده ترين مناظره جهاني تبديل شد. برمبناي بسياري از تحليلها و نظريه ها چالش محوري قرن بيست و يكم خواهدبود.در اين چالش نوين، انسان مركز توجه قرار گرفته است و هر آنچه حيات، بقا و آزادي او را موردتهديد قرار دهد، مردود ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 8:39  توسط حمید رضا وجدانی | 

دنباله مقاله توسعه پایداراز:حسینعلی بهرامزاده


  آموزش
در دوران، ما آموزش و پرورش به عنوان موثرترين ابزار جوامع براي ورود به چالشهاي آينده موردتوافق قرار گرفته است و اصولاً پذيرفته شده است كه در پرتو آموزش و پرورش امروز دنياي فردا شكل خواهدگرفت.

تعليم و تربيت مهمترين عامل موثر در دگرگوني طرزنگرش و رفتار بشري است كه در مسير رشد اقتصادي، بهبود كيفيت زندگي، ايجاد دانش ومهارت، تامين فرصتهاي شغلي و افزايش توليد جامعه به كار گرفته مي شود. از اين رو در جوامع «منزلتي يگانه» يافته است.(
UN.1992-93)

آموزش و پرورش پايدار به مفهوم وسيع خود در دهه هاي آينده اين توانمندي را خواهد داشت، تا به مثابه ابزاري قابل اعتماد پل مستحكمي بين كلاس درس و اجتماع و بين كلاس درس و بازار بنا كند.

اهميت آموزش و پرورش پايدار نه تنها در عرصه مطالعات كه درعمل و نيز در عرصه نهادهاي بين المللي موردتوافق جمعي قرار گرفته است. مجمع عمومي سازمان ملل در سال 1997، با تاكيدي دوباره بر دستور كار 21، پس از گذشت پنج سال ازاجلاس ريو، با تصويب قطعنامه اي «نظام تعليم و تربيت موثر و تخصيص منابع مالي متناسب براي همه سطوح تحصيلي به ويژه ابتدايي و متوسطه» را پس زمينه و اساس ضروري براي نيل به توسعه پايدار تعريف كرد و لزوم بازنگري و تصحيح جهت گيريهاي تعليم و تربيت درهمه كشورها را موردتاكيد قرار داد.(
UNESCO, 1997:21)

درخور توجه آنكه آموزش و پرورش نبايد و نمي تواند صرفاً در تحصيلات رسمي خلاصه شود، بلكه هر نوع آموزش حتي اشكال سنتي يادگيري در منزل و اجتماع را نيز شامل مي شود.

در عرصه آموزش و پرورش پايدار، سازمانها و نهادهاي مختلفي در جهان به ويژه در سالهاي اخير به حركت درآمده اند و در اين ميان بخصـــوص تحرك و تلاش يونسكو مثال زدني است. اين سازمان كه از گذشته به اشكـــال مختلف در عرصه فرهنگ فعال بود به ويژه پس از آنكه در اجلاس كره زمين در «ريو» عهده دار وظايفي شد به سرعت به حركت درآمد. «فدريكو مايور» مديركل سابق يونسكو در سال 1993 رسماً از تشكيل دو كميسيون بين المللي يكي در زمينه فرهنگ و توسعه و ديگري در زمينه تعليم و تربيت در قرن بيست و يكم خبر داد.(
MAYOR, 1993:3)

ايـــن كميسيون با مطالعه و بررسيهاي همه جانبه مشكل را در ناكارآمدي روشها و كيفيت آموزش تشخيص داد و چاره را در آن يافت تا «شيوه هاي آموختن» در نخستين گام آموخته شود و آن را مبتني بر چهار پايه تعريف كرد: 1 - يادگيري زندگي كردن باهم 2 - يادگيري دانستن 3 - يادگيري عمل كردن 4 - يادگيري بودن.

به هر طريق، براساس توصيه هاي اين گزارش، «دموكراسي، مشاركت اجتماعي و فعاليتهاي شهروندي از مدرسه آغاز و در فرايند مراحـل تعليم و تربيت و استمرار آن تحصيل مي شود».(
UNESCO 1998:35)

در مقاله اي به قلم يك عضو «اسلوونيايي كميسيون فوق» به نام «الكساندرا كرنهاوزر» آمده است. «آموزش و پرورش در ساخت توسعــــه پـايدار انساني چون سيمان عمل مي كند. » اين تشبيه اگرچه از زواياي مختلف ضعيف و ناكارآمد به نظر مي رسد، ليكن درواقع مراد نشان دادن نقش اين مؤلفه در قوام و دوام مفهوم توسعه پايدار است. او در اين مقاله كه مضمون آن در توصيه هاي كميسيون و نيز در پاره اي مقالات ديگر نيز تاييد شده آورده است، «توسعه بايد بر تعهدي خوش بينانه براي زندگي بهتر همه مردم استوار باشد و در مسير نيل به استانداردهاي زندگي بهتر بايد وزن بسيار بيشتري به دارائيهاي غيرمادي، همبستگي انسانها و محيط زيست داده شود» و اين همه تحقق نخواهديافت مگر با كسب بهتر دانش و فرهنگ. «كرنهاوزر» سرانجام به اين نتيجه دست پيدا مي كند كه توسعه پايدار با درهم آميختن كسب دانش با ارزشها، مالاً حكمت را خلق خواهدكرد.(
UNESCO. 1998:216-12)

در چشم انداز پايداري، مهمترين سرمايه كشورها سرمايه هاي انساني است. بديهي است كه بالندگي سرمايه هاي عظيم درگرو آموزش خواهدبود. آموزش و پرورش پلي است كه از گذشته به حال و از حال به آينده مي رسد، لذا براي رسيدن به آينده هاي پايدار دركي عميق تر از اهميت اين موضوع و نگاهي دوباره بر نظام آموزش كشورها در نخستين گام ضرورت خواهد داشت.

علم

فرانسيس بيكن از پايه گذاران انديشه مدرن حدود 300 سال پيش به اين اعتقاد رسيد كه با كار و علم و فناوري مي توان «راه مخفي به سوي بهشت» را كشف كرد. با اين چنين باورهايي بود كه اسطوره مركزي مدرنيته اروپــايي طرحي براي «رستگاري» به دست مي دهد. كه درنهايت فاصله گذاري بين ماده و معنا را موجب شد و به تعبير «ميشل فوكو» «رستگاري» دنيوي شد.

در دنياي معاصر دانش به صورت روزافزوني به يك «كالاي» بين المللي تبديل شـــده و نهـادهاي بزرگ تحقيقاتي به «كارخانه هاي توليد دانش» مبدل شده اند. در

پايان قرن بيستم به ويژه كميت و كيفيت توليد و توزيع دانش در اداره جوامع مدرن اهميتي غيرقابل انكار يافته است.

اطلاعات و دانش به طور عمده نزد ملتهاي صنعتي انبار شده قرنها آن بخش كه از صافي ها عبور مي كند در سطح عموم به وسيله كتاب و فصلنامه و نظاير اينها منتشر مي شود. خلاصه آنكه جهان سوم در اين زمينه نيز خود را بر ملتهاي وابسته مي يابد.(
CARMEN, 1996:60-61)

تداوم شرايط كنوني و جهت دار بودن دانش سرانجام جهان را به ٍ«دنياي آگاه، دنيايي ناآگاه و دنياي انديشمند، دنياي كارگر تقسيم خواهدكرد» و اين درحالي است كه بسياري از متفكران و مغزهاي كشورهاي عقب مانده در توليد اين دانش سهمي عمده داشته و دارند.

امروزه دانش كه به صورتي نابرابر درجهان توزيع شده است. منبع اصلي قدرت و كنترل محسوب مي شود. آگاهي يافتن از دانش و فرهنگ بومي در عرصه هاي مختلف ازجمله محيط زيست، براي موفقيت ابتكارات مربوط به توسعه پايدار ضروري است و به ويژه بايد دانست كه هر تلاش براي رسيدن به پايداري، بدون مشاركت فعال مردم محلي به احتمال قوي به سرانجام نخواهدرسيد.(
BROHMAN, 1996:315)

برخورد گزينشي با دانش و اطلاعات و اعمال كنترل بر آن عملاً زمينه هاي آگاهي و مشاركت را مسدود مي كند و ازطرفي بدون مشاركت آگاهانه مردم، توسعه پايدار ميسر نخواهدبود.

با تأملي دراين عرصه، ضرورتهاي نويني خود مي نمايانند كه شايسته مطالعات وسيعتري هستند. «فدريكومايور» به نام يونسكو، از «معرفت شناسي پايدار» سخن به ميان آورد. او بر اين اعتقاد است كه علت عدم آمادگي و توفيق ما در مواجهه با چالشهاي آينده آن است كه ما كماكان با ابزارهاي گذشته كار مي كنيم. به عبارتـــــي، مسئلــه آن است كـــه چالشهــــاي نــــو، ابـزارهاي نوين طلب مي كند.(
HOPKINS.1996:53)

اخلاق

نگاه حاكم بر پروژه توسعه از آغاز نگاهي يك سويه و سطحي بود كه بر بستر تعريفي مشخص از رشد اقتصادي قالب ريزي شده بود، لذا فضايي براي ظهور عناصر غيرمادي نظير فرهنگ و معنويات و نظاير آنها باقي نمي ماند و به رغم تجديدنظرهايي كه در مفروضات توسعه صورت گرفت، به دليل ريشه دوانيدن تعاريف اوليه، تلاشها حداقل در اين عرصه چندان كارساز نبودند.

«ميشل فوكو» در سال 1983 در نقد مدرنيسم نوشته بود، «رستگاري مادي شده است و مسئله هدايت بشر به سوي مراتب روحاني و رستگاري درجهان ديگر مطرح نيست. بلكه رستگاري محتواي دنيوي پيدا كرده است».

توجه به عنصر اخلاق و معنويات در مطالعات توسعه پايدار در واپسين سالهاي هزاره دوم به ضرورتي غيرقابل انكار تبديل شده است. با مروري بر پژوهشهايي كه تحت اين عنوان در اين سالها صورت گرفته است و دامنه و تنوع آنها مي توان تصور كرد كه اهميت اين عوامل در آينده قابل پيش بيني همچنان جاذبه هاي زيادي در عرصه هاي نظري و عملي ايجاد كند.

حكيمي چيني در 3000 سال پيش گفته بود «اخلاق فقط زماني در صحنه ظاهر مي شود كه ماديات و مسائلي عميقاً غلط و نامتناسب با شيوه زندگي مردم وجود داشته باشد». آيا به واقع مـــا در چنين زمـانه بحراني اي زندگي مي كنيم؟ آيا ما در سرآغاز عصر جديدي قرار گرفته ايم كه توجه به معنويات جرياني پايدار خواهدبود يا به اعتبار حكيم چيني، تنها چرخه ناپايدار ديگري را شاهد هستيم؟

امنيت

در پرتو شرايط جديد جهاني بسياري از نظريه پردازان به اين نتيجه رسيدند كه تصور سنتي از «امنيت» به هيچ وجه قادر به پاسخگويي به اوضاع متحول كنوني نيست. لذا تجديدنظر در اين مفهوم به منظور تطابق بيشتر با شرايط، به ضرورتي موردتوافق تبديل شد. با مروري بر وقايع گذشته درمي يابيم كه «از مجموع 120 درگيـري نظامي بين سالهاي 1977 - 1945، 115 مورد درجهان سوم صورت گرفت كه دو سوم آنها نيز جنگهاي داخلي اي بود كه غالباً ريشه در سياستهاي استعماري گذشته داشتند و يا از منافع متضاد اردوگاههـــاي شــــرق و غرب سرچشمه مي گرفتند.(
KRAIJER, 1987: 131)

حقيقت اين است كه صلح را نمي توان براساس بنيادهاي غيرعادلانه استوار كرد و به گفته «برانت لند» بايد پذيرفت كه دست كم در دوران جديد «توسعه به معناي صلح است». (برانت 140:1370 ، 322)

در پرتو ظهور مفاهيم جديد، همانگونه كه خانم «برانت لند» مطرح كرده است، ما بايد تصور سنتي خود از امنيت را با يك مفهوم نوين جهاني مبتني بر توسعه پايدار جايگزين كنيم، مفهومي كه طي آن با توسعه نيافتگي، توزيع نابرابر ثروت، آسيبهاي زيست محيطي و نابودي منابع مبارزه مي شود.

تصور مي شود توسعه پايدار، به دليل دامنه وسيع مباحث، جامعيت مفاهيم و بخصوص به دليل پرهيز از گرفتار شدن در تحليلهاي يكسويه و پذيرش نقش آفريني عوامل دخيل و تاثير متقابل آنها بر يكديگر، در عرصه امنيت نيز به صورت روزافزوني درحال تبديل شدن به «استراتژي امنيت جهاني» است. اين باوري است كـــه بـــا اقبـال و تاييد روز افزون نظريه پردازان و پژوهشگران موجهي درجهان روبه رو شده است و به نظر مي رسد در آينده به راهبرد امنيتي غالب در عرصه گيتي تبديل شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 8:36  توسط حمید رضا وجدانی | 
مؤلفه هاي توسعه پايدار

دنباله مقاله توسعه پايدارازحسينعلي بهرامزاده

انسان: «توسعه پايدار»، انسان محور است و باتوجه به گستردگي مباحث و قابليتهاي بسيار آن به سرعت به مهمترين مناظره كنوني و نيز يكي از مهمترين چالشهاي قرن بيست و يكم تبديل شده است. در پايان هزاره سوم ميلادي روند رشد و توسعه در چارچوب پايداري احيا شد. در توسعه پايدار، انسان، محور توسعه و مستحق بهداشت، زندگي سازنده و در هماهنگي با طبيعت معرفي مي شود و اين مفهوم، دقيقاً، در نخستين اصل «اعلاميه ريو» انعكاس پيدا كرده است. (شكل شماره يك)

كودكان و جوانان: «كميسيون برانت لند» توسعه پايدار را به عنوان «توسعه اي كه حوايج كنوني را تامين مي كند بدون آنكه توانايي نسل آينده براي برآوردن نيازهاي خود را به مخاطره افكند» تعريف كرد. پايداري براي كودكان و نوجوانان و جوانان مسئله اي واقعي است. نظريه پردازان توسعه پايدار، به دليل داعيه هاي خود درمورد انسان در قرن بيستم و يكم، با نگاهي به آينده بر حقوق كودكان و نقش آفريني جوانان تاكيد بسيار داشته، تحرك و خلاقيتهاي مردم در سراسر جهان و مشاركت آنان در تمامــــي سطــوح توسعه را ضرورتي اجتناب ناپذيردر هر برنامه مي دانند.

زنان: زنان درجهان و به ويژه در كشورهاي درحال توسعه از نابرابريهاي بسيار در رنجند درحالي كه توسعه بدون مشاركت فعال آنان به سرانجام نخواهد رسيد، مسئله دفاع از حقوق زنان را نيز موردتوجه قرار داده اند.

زنان به دليل زادمان به تغذيه بيشتر و بهداشت بهتر نيازمندند. درحالي كه كمتر از مردان غذا مي خورند و كمتر به امكانات بهداشتي دسترسي دارند. سطح سواد و تعليم و تربيت در زنان پايين تر از مردان است. درحالي كه مسئله تعليم و تربيت فرزندان خود را از بدو تولد برعهده دارند. زنان در برابر كار مساوي مزد كمتري مي گيرند. آنان ساعات بيشتري را در طول روز با مزد و بدون مزد كار مي كنند. زنان بيشتر در معرض خشونت و نابرابري و تبعيضهاي بسيار قرار دارند.

دنياي آينده نمي تواند برمبناي اين نابرابريهاي اسف بار تداوم پيدا كند. توجه به محروميت مضاعف زنان و نيازمنديهاي حياتي كودكان و جوانان مسلماً از اهمیت نقش مردان كم نخواهدكرد. فعالان عرصه هاي مختلف توسعه پايدار برآنند كه با زدودن محروميت و تبعيض از چهره جهان، دنياي آينده به محيطي برازنده براي زندگي توأم با آزادي، صلح يا آرامش، برابري براي همه انسانها تبديل شود. سخن اين است كه با زدودن اين زنگارها و تلاشي هماهنگ و همگاني جهان بيش از گذشته شايسته خواهدشد.

محيط زيست: واقعيت اين است كه توجه به محيط زيست و طبيعت در دوران ما تبديل به معيار شده است، معياري كه هر روز بيش از پيش درجهان فراگير مي شود. در چشم انداز زيست محيطي آنگونه كه «مان» مطرح كرد، توسعه تنها زماني پايدار است كه بر شالوده اصول بوم شناسي استوار باشد.(
MUNN, 1993:70)

توسعه پايدار، در آخرين سالهاي هزاره دوم با محور قرار دادن انسان و با نگاهي به آينده درمورد استفاده از تمامي ظرفيتهايي است كه جداگانه يا در تعامل با عوامل ديگر، تداوم زندگي نسلها را تضمين كند و اين مهم تحصيل نخواهدشد مگر در پرتو بقاي محيط زيست. راز همه اين اصرارها نيز درهمين نكته نهفته است.

فرهنگ: در گذشته مراد از توسعه عبارت بود از تلاش براي «غربي كردن» تمام جهان و با تظاهر بر بي طرفي فرهنگي و سياسي و درواقع تحت مفروضات جانبدارانه ايدئولوژيك، غرب به عنوان «كمال مطلوب» معرفي مي شود. توسعه به اين ترتيب ابزاري بود براي كشورهاي غربي بهره مند از تكنولوژي پيشرفته تا فرهنگ و خودگرداني ملتها و مردم ديگر را تحقير و نابود كنند.

در سالهاي اخير در پرتو نقدهاي مختلف، همراه با تعميق و بسط آگاهي پيرامون ناكارآمديهاي مفروضات و نظريه هاي گذشته و به ويژه با اثبات اين نكته كه اقتصاد به تنهايي نمي تواند برنامه اي براي رفاه و متناسب با منزلت انسان عرضه كند، فرهنگ اهميت و جايگاه واقعي خود در مناظره توسعه به دست آورد.

پافشاري بر نقش زيربنايي فرهنگ، حداقل نزد روشنفكران غيرماركسيست جهان سوم سابقه اي طولاني داشت. و به ويژه به سالهاي دهه 1960 بازمي گشت. جدا از تلاش و پيشتازي متفكران جهان سوم و شماري از انديشمندان فرهنگي جهان پيشرفته، تحرك سازمان يافته نهادهاي بين المللي به ويژه سازمان ملل و يونسكو، در اين زمينه نقشي بسيار موثر داشت.

«كارمن» هم صدا با «تي آن گو» (
NGUGWA THIANG) نويسنده آفريقايي، بزرگترين اسلحه امپرياليسم را «بمب فرهنگي» دانست.

در سالهاي اخير به صورت مشخص پذيرفته شده است كه دگرگوني اجتماعي و حركت به سوي مطلوب نمي تواند و نبايد به بهاي قرباني شدن فرهنگها به دست آيد، بلكه اصولاً اين روند با ارج گذاري به فرهنگ ملتها، به سرانجام خواهد رسيد. يكي از نخستين تعريف ها در اين زمينه را «ريه مائو» (
RENEMAHEU) دبيركل پيشين يونسكو در سال 1963، ارائه داد. به نظر او «توسعه زماني تحقق مي يابد كه علم به فرهنگ تبديل شود».

«مهدي المنجره» پژوهشگر مطرح مراكشي، ضمن تاييد اين نظريه مي افزايد

حتي كوچكترين دستاورد علمي زماني به صورت پديده فرهنگي درمي آيد كه ازطرف جامعه جذب شود و به مثابه جزئي از شيوه زندگي مردم در آيد. (پچي 1370، 148)

تحليلهايي از اين قبيل، نه تنها اهميت فرهنگ را نشان مي دهد، بلكه فراتر از آن بر نقش زيربنايي آن دلالت مي كند. بنابراين، بدون توجهي در خود به فرهنگ توسعه اي متوازن شكل نخواهدگرفت و در اين صورت شايد بتوان بسياري از نابسامانيها در گمراهيهاي پروژه توسعه درجهان را در اين بي اعتنايي ها ريشه يابي كرد. با اين وصف، به رسميت شناخته شدن فرهنگ و اصولاً طرح گسترده و تـوفيق چشم انداز فرهنگي درمطالعات، از نشانه هاي عصر جديد است.

در سالهاي دهه 1980، ضرورت توجه به فرهنگ در نظريه پردازي پيرامون پايداري آشكارتر و در سـالهاي 1990 اهميت آن غيرقابل انكار شد. به اين ترتيب، در مطالعات و تحليلها دركنار مؤلفه هاي اقتصاد محيط زيست و مسائل اجتماعي، فرهنگ نيز موردتاكيد قرار گرفت. در اين سالها در بسياري از پژوهشها و نظريه پردازيها از مبناي چهارگانه توسعه پايدار ياد مي شد.

بديهي است كه با پذيرش فرهنگ به عنوان يك ركن اصل توسعه و پايداري، راه براي ورود ديگــر مؤلفه هاي معنوي و غيرمادي گشوده مي شد، زيرا براساس تعاريف مورد توافق جداسازي فرهنگ از ارزشها متصور نخواهدبود و در عرصه معيارهاي ارزشي، داوري و به ويژه داوري اخلاقي اجتناب ناپذير است. به اين ترتيب در مفهوم توسعه پايدار، درواقع نوعي داوري ارزشي مبتني بر فرهنگ به رسميت شناخته شد و مالاً توسعه درقالب آن تعريف شد.

«زيگو» برمبناي مطالعات خود نتيجه گرفت كه «اصولاً اين فرهنگ است كه داوري كرده و بـه تجربه مردم در گذشته و حال معنا مي بخشد».

در فضايي اين چنين، بديهي بود كه توسعه پايدار ديگر نمي توانست تنها در مفهوم رشد اقتصادي قالب ريزي شود، بلكه برآورده شدن نيازمنديهـــاي بخش وسيعتـري ازجمعيت و به خصوص مفهوم «بهتر شدن را» نيز با خود به همراه داشت. بنابراين، در چشم انداز جديد، داوري ارزشي غيرقابل انكار خواهدبود.

كنفرانس عمومي يونسكو در سال 1991 با تصويب قطعنامه اي مديركل يونسكو را موظف كرد تا در هماهنگي با دبيركل سازمان ملل كميسيون مستقلي را براي بررسي ارتباط فرهنگ و توسعه ايجاد كند. در نوامبر سال 1992 «پطرس غالي» دبيركل سابق سازمان ملل و «فدريكو مايور» مديركل سابق يونسكو در حيطه وظيفه محوله به يونسكو و درحقيقت درجهت اعتلاي نقش فرهنگ در فرايند توسعه، «كميسيون جهاني پيرامون فرهنگ و توسعه» را به رياست «خاوير پرزدوكوئيار» دبيركل پيشين سازمان ملل تشكيل دادند. «مايور» در سال 1993، اين حركت را تحت «ظرفيت سازي براي توسعه پايدار» موردبحث قرار داد.(
MOGOR 1993:20)

در واپسيـــن سالهاي قرن بيستم ديگر از بي توجهي گذشته نسبت به مؤلفه هاي فرهنگي خبري نيست و در پرتو نقاديهاي بسيار، فرهنگ در جايگاه واقعي خود منزلتي غيرقابل انكار يافته و به ويژه در مناظره توسعه پايدار به عنوان يكي از اركان اصلي و نيز گستره اي پويا به رسميت شناخته شده است.

تكيه بر فرهنگ به عنوان يك مبنا در مناظره، درحقيقت گشودن راه را براي حضور عناصر غيرمادي و نقش آفريني مؤلفه هاي ارزشي در عرصه توسعه است. به اين ترتيب، موضوعاتي كه در گذشته از عرصه پژوهشي علمي رانده شده بودند، اينك دعوت مي شوند تا با شكستن بن بستها به زندگي انسان دركره خاكي مفهومي دوباره بخشند. باتوجه به ميزان تاكيدي كه در مطالعات اخير نسبت به فرهنگ مبذول مــي شــــــود و به ويژه با مداقه در سر فصلهاي متنوع فرهنگیدر برنامه هاي پيشنهادي براي قرن بيست و يكم از هم اكنون مي توان منزلتي رفيع تر و دامنه اي وسيع تر را براي فرهنگ درهزاره سوم انتظار كشيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 8:31  توسط حمید رضا وجدانی | 
توسعه پايدار

حسينعلي بهرامزاده: عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد فيروزكوه

توسعه پايدار درجهان متحول كنوني با نگاهي به قرن بيست و يكم متولد شده است.
توسعه پايدار انسان محور است و به سرعت به مهمترين مناظره كنوني و نيز يكي از مهمترين چالشهاي قرن بيست و يكم تبديل شده است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 8:22  توسط حمید رضا وجدانی | 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 8:56  توسط حمید رضا وجدانی | 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 12:36  توسط حمید رضا وجدانی | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 12:29  توسط حمید رضا وجدانی | 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 8:44  توسط حمید رضا وجدانی | 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 14:0  توسط حمید رضا وجدانی | 

درك و تعريف خشكسالی

 

به نقل از: علی کیکاوسی . ازسایت:    http://khuzestan0671.blogfa.com

مفهوم خشكسالي :

 

          خشكسالی حالتی نرمال و مستمر از اقليم است ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 9:50  توسط حمید رضا وجدانی | 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 8:8  توسط حمید رضا وجدانی | 

مبانی توسعة پایدار ...

امروزه این واژه توسط سیاستمداران بسیار استفاده می شود. یک تعریف کلی از توسعة پایدار به این صورت است: توسعه ای که  در آن، بدون به خطر انداختن توانایی نسلهای آینده در برآورده ساختن نیازهایشان، نیازهای نسل حاضر برآورده شود. توسعة پایدار هم اکنون سه نوع توسعه را شامل می شود:

1. توسعة پایدار اقتصادی

2. توسعة پایدار منابع طبیعی

3. توسعة پایدار سرمایة انسانی- اجتماعی

هم اکنون رسیدن به توسعة پایدار، اولین و مهمترین مسئلة پیش روی تمام ملتهاست و از آنجا که این مسئله، یک مسئلة پیچیده است، بنا بر این، یافتن راه حلهای مناسب برای رفع مشکلِ ”توسعه نیافتگی“ را نباید جز از نخبگان یک جامعه انتظار داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 13:6  توسط حمید رضا وجدانی | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 12:0  توسط حمید رضا وجدانی | 
 هشدارنماینده سازمان ملل نسبت به تخریب محیط زیست ایران

نماينده برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) در ايران در خصوص وضعيت محيط زيست در ايران گفت: ايران با چالش فزاينده در حفاظت از محيط زيست و منابع طبيعی روبروست و اين موضوع چالش مهمی در مسير توسعه اين كشور به شمار می‌‌رود.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران «يوشويه شويه» درنشست مشترك صندوقهای ملل متحد در ايران، افزود: از بين رفتن منابع طبيعی، تخريب خاك، كمبود آب و تخريب تنوع زيستی از جمله چالشهای پيش روی محيط زيست ایران است.

وي خاطرنشان كرد: هم اكنون متأسفانه سطح آب درياچه‌ها در ايران بسيار پايين آمده و اين موضوع صدمات بسياری را به تنوع زيستی منطقه وارد می‌‌كند. همچنين خاك مناطق بسياری به دليل چرای فراوان حيوانات و بهره‌وری بيش از حد بسيار آسيب ديده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 10:17  توسط حمید رضا وجدانی | 

توضیح کوتاه به  بحث بخش دری رادیو بی بی سی (مورخ 4.1.2006) در رابطه به مسألهء محیط زیست در افغانستان

 یوسف آرینتا

  محیط زیست یکی از بستر های داغ بحث  سیاست جهانیست . فقط ضرورت بقاست  که انسان را واداشته روی این واژه  تأکید کند و  آنرا  چون یک بحث سیاسی - اجتماعی جدی بگیرد، تا با جلوگیری از برهم خوردن هارمونی نظام  طبیعت حاکم بر زمین ، ناجی زمین و موجودات آن باشد. زمین وآب و انسان سه بازوی  بهم پیوسته حیات است ، که باید در تعادل و هارمونی نگهداشته شود. برهم خوردن یکی از این بازو ها همه چار چوب فلسفه زندگی روی زمین را  برهم میزند . یک لحظه تصور کنید ! انسان است زمین است آب به قدرنیاز نیست، زمین است آب است شمار انسان بیش از ظرفیت است یا انسان است آب است زمین به تناسب ضرورت ها نیست؛ از این جاست که تعریف زیست محیطی بر بنیاد ناهم آهنگی ها تعریف و لوکالیزه میشود. عوامل برهم خوردن هارمونی و تعادل طبیعت میتواند دراز مدت باشد و در طول چند دهه یا چند سده بوقوع بپیوندد و برای نسل ها درک آن کند باشد ، یا  پیش آمد پیش بینی نشده طبیعی و یا انفجار هسته ی که در چند دقیقه کار محیط زیست  یکسره شود . پدیده زیست محیطی با سه اصل با هم وابسته تعریف میشود. انسان متغیر ازجهات شمار و ذهنی ، زمان متغیر ولی مکان ثابت . شمار انسانها تغییر میکند؛ زمان بدون توقف در تغییر است ولی حدود جغرا فیائی کشور ها و کره زمین ثابت است. این چگونگی برخورد انسان است که عکس العمل و پس لگد  متقابل طبیعت را مواجه میشود. هزینه این پس لگد بسته به حجم و شکل صدمه ای وارده  به طبیعت است . محتاط وحسابگر بودن  انسان در عمل اش وپیش بین بودن از پس لگد طبیعت شاخص تعین کننده دغدغه، اندیشه  واستراتیژی حفظ محیط زیست است.

  متأسفانه  در گفت وشنود با آقایان، توضیح پایه های اندیشه یی و پالیسی حفظ محیط زیست گنگ ونامفهوم بود،  و از سازو کار ها و راه  برد  های دولت که مردم را از بن بست گیج کننده  زندگی انفعالی به جانب تفکر  مثبت و فعال بکشاند، گفتنی نداشتند. در افغانستان پس از چند دهه تخریبات پیش آمده ازجنگ و نابسامانی اقتصادی و نیز  بر بستر تغییرات در شمار وکثرت نفوس، نیازمندی وخواسته های زمان،  محیط زیست به تعریف نو نیاز دارد. سه عنصر آب زمین وانسان به حیث  هسته های تعادل وهارمونی برای انکشاف ذهنی جامعه از محیط زیست، دور اندیشانه، مورد پژوهش قرار بگیرد.  حوادث چند دهه گذشته جو زندگی و اعتماد بقا را درافغانستان و جهان تغییر داده است ، و امروز بحث های اقتصادی بازار آزاد و یا اقتصاد لیبرال افاده تازه ای است که در واژه نامه  اقتصادی مردم کشور راه میابد و تعبیر وتفسیر آن سود بردن وبهره کشیدن از آن  با  "هر شیوه  و امکانی " که باشد مطرح است. روند لجام گسیخته کشت خشخاش و تولید مواد مخدره نمادی از این تفکر است.

 محیط زیست در شرایط و حالات تولید صنعتی غیر متعادل و فرا علمی آسیب پذیر است . صنعتی شدن لجام گسیخته و نیز فقر مزمن و درازمدت جامعه انسانی، هر کدام به شکل جداگانه به محیط زیست آسیب میرساند. گرم شدن جو زمین مثال اول، تخریب  قشر خاکی زمین و برهم خوردن حیات وحوش در افریقا ، امریکای لاتین و جنوب شرق آسیا نمونه دوم از این آسیب رسانی هاست .

 در افغانستان موارد فقر مزمن، طولانی وهمگانی در تخریب یا آسیب رسانیدن ملموس ونا ملموس به محیط زیست اثر گذار بوده است و ادامه دارد. صدمه وارده و پیش آمده به محیط زیست در گذشته تابع دکترین های اقتصاد  پسیف وناشی از فقر فرهنگی، و سه دهه جنگ عامل مضاعف بوده است وآن پروسه هنوز ادامه دارد.

 در آن مصاحبه آقایان ، با دلخوشی از تدوین قانون، وجود بودجه مالی آغاز و دوام کار ها را بمقدرات الهی سپردند . برنامه و اهداف اداره تازه را در چارچوب برنامه های اقتصادی دولت توضیح نداشتند  و از اولویت ها در پروسه فعالیت نو آغاز شان تفسیری ارائه نکردند. گفته نشد در بر گردانیدن پوشش سبزعلفی زمی ، احیای جنگلات طبیعی، باغات و زمین های که دوباره احیا میشود چه تفکرتازه ،  اندیشه ای وعملی در چار چوب بهبود محیط زیست دارند . حفظ منابع آبی از آلودگی ، برگردانیدن حیات وحوش در خشکه و رود خانه ها ، وارد ساختن فکتورها  ونورم های زیست محیطی در انکشاف شهر ها واحد های بزرگ مدنی، صنعتی و تولیدی و زندگی روزمره مردم ، هم آهنگ سازی فعالیت های شان با وزارت خانه ها وادارات سکتوری که کارهایشان با هم بافت منطقی و تکنیکی دارد ، رابطه کاری و تبادل داده های احصایه ای را چگونه بر قرار میسازند .

 در مصاحبه  دو عنوان از یک بحث با هم تداخل کرد  و یا به اصطلاح قاطی شد . محیط زیست وحفظ الصحه محیطی ، هر کدام ترمنالوژی جدا گانه از یک بحث (*) است یا بگفته دیگر دو سر یک رشته است . بحث محیط زیست یا حفظ محیط زیست بحث کلی وجامع تیوریک است که بیشتر بر پایه پژوهش های درازمدت ودر نهاد ( انستیتوشن) های اکادمیک دور از تأثیر و دیکته های سیاسی دولت ها گنجانیده میشود تا در چارچوب یک آزادی علمی با دشواریها  برخورد کرده بتوانند ، رابطه شان با مردم و شهروندان یک رابطه اخلاقی و همکاریست تا سمت برنده حرف شان به جانب خطاهای دولت وصاحبان صنایع وتولید باشد.

 بحث حفظ الصحه محیطی یک پروسه عملی ا رائه خدمات انجنیری - بهداشتی ، که نتیجتا" در بهبود ارائه  خدمات ممد و مکمل بهداشت  وقایوی ، در زندگی روزمره کتله های انسانی یاری میرساند ، بر پایه برنامه های خدمات پیشگیرنده ، جلوگیری از پیش آمد های احتمالی امراض واگیر و شیوع اپیدیمی های غیر مترقبه توجیه میشود .

 آنچه که اسباب اندیشه است  توانائی اداره جدید در جمع وجور کردن و منجمنت این نو تولد است . نبود  تخصص (کارشناسی) وکادر متخصص(کار شناس) محیط زیست  درافغانستان است،  دانش محیط زیست منحیث یک دانش پژوهشی -  تحلیلی رشته های ارتباط اش را با تمام بخش ها دانش مدرن قایم کرده است ونمیشود بافت آنرا از ادبیات تا انجنیری هوا- فضا نادیده گرفت.

  در پایان یک نقل قول:

 داکتر فیچم در راپور جالب شان اظهار نظر کرده بودند : (مردم کابل مرهون آفتاب داغ و جذاب کابل باشند وگر نه با وجود این همه کثافات و آلودگی جهنم مرگ همینجاست.)

داکتر فیچم آنزمان استاد دانشگا و استاد مهمان در انستیتوت دلفت (هالند)، اکسپرت محیط زیست، در سال1974 تحت برنامه کمک های سازمان صحی جهان برای پژوهش، ارزیابی و بهبود حفظ الصحه محیطی ، جمع آوری و دفع   کثافات و آشغال شهری چند ماهی را در افغانستان گذراند . خوب میبود که ما در این زمان تحلیل تازه ای از افتضاح  جاری  کابل و دیگر شهر های  افغانستان میداشتیم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 9:54  توسط حمید رضا وجدانی | 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 9:45  توسط حمید رضا وجدانی | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 14:3  توسط حمید رضا وجدانی | 
دولت بیشترین سهم را در تخریب محیط زیست دارد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 13:57  توسط حمید رضا وجدانی | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 13:34  توسط حمید رضا وجدانی | 

چالش عمدة پيش رو: ناپايداري آب

(مطالعة موردي: استان همدان)

نوشته: حميدرضا وجداني، كارشناس ارشد مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام جهاد كشاورزي همدان.

( این مقاله درمجله آب ومحیط زیست شماره ۵۳ چاپ شده است)    مقاله رادر ادامه بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 13:56  توسط حمید رضا وجدانی | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 11:10  توسط حمید رضا وجدانی | 

اهميت ذخاير ژنتيك گياهي و دانش بومي مربوط به گياهان، در توسعه پايدار

حميد‌رضا وجداني-عضو هيئت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان همدان

E-mail Address:  hrvojdani@yahoo.com

 

چكيده:

          ذخاير ژنتيك گياهي به عنوان گنجينه‌اي گرانبها در دست بشر و در خدمت نيازهاي او مي‌باشد. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 10:6  توسط حمید رضا وجدانی | 
توسعه پایداربامفهوم عام خود ازجمله مطالبی است که حرف وحدیث ازآن بسیاراست .امیدوارم بتوانم باهمکاری وانتقادات سازنده مراجعه کنندگان این وبلاگ نویس تازه کاربتواند مطالبی رافراهم وعرضه کندوبه ادبیات جغرافیا ومحیط زیست اندکی بیفزاید که عقلا گفته اند:

                  به راه بادیه رفتن به ازنشستن باطل        اگرمرادنیابم به قدروسع بکوشم

حمید رضا وجدانی

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 11:56  توسط حمید رضا وجدانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
توسعه پایدار و جغرافیا سایتی است که توسط حمیدرضاوجدانی نوشته ومدیریت می گردد.
حمیدرضاوجدانی متولدشهرهمدان درسال 1345 ودارای مدرک کارشناسی ارشدجغرافیای انسانی ازدانشگاه تهران درسال 1370 است ازسال 1373 تاکنون درمرکزتحقیقات جهادکشاورزی استان همدان مشغول فعالیت تحقیقاتی می باشد. زمینه های موضوعی موردعلاقه وی مباحث منابع طبیعی و توسعه پایدار ازجنبه های مسائل اقتصادی-اجتماعی ، جغرافیای فقر و جغرافیای صلح است.

پیوندهای روزانه
مشاركت در طرح هاي آبخوانداري، امكانات و محدوديتها مطالعه موردي دو طرح آبخوان در استان همدان
خلاصه نتایج طرح تحقیقاتی:عوامل تخريب مراتع همدان- به صورت پوستر
معرفي مدل «سامانه ي پويا» در تحليل پايداري منابع آب
مهاجرت روستائيان به شهر و اثرات آن در كاهش فقر روستايي
راهبردهاي توسعه پايدار در نواحي نيمه خشک نيجريه
بررسی نظام نسق بندی ونقش آن در جلوگیری از تخریب مرتع
مقاله:عوامل تخریب مراتع استان همدان ازدیدگاه بهره برداران وکارشناسان
مقاله: گیاهان داروئی و کاربرد آنها در دامپزشکی و دامپروری
مقاله: اسكا ن عشايردر منطقه بهار: كا لبد گشايي يك تجربه
مقاله: بررسي اقتصادي توليد چند قلم عمده گياه دارويي دراستان همدان(هزينه‌ها و درآمدها)
مقاله: اهميت ذخاير ژنتيك گياهي و دانش بومي مربوط به گياهان، در توسعه پايدار
مقاله:چالش عمدة پيش رو ناپايداري آب
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
آرشیو موضوعی
جغرافیا
توسعه پایدار
محیط زیست
مرتع
فقر
جغرافیای صلح
روش تحقیق و کاربرد آمار و روش های کمی در جغرافیا
پیوندها
محمددرویش (محیط زیست)
نشریه الکترویکی جغرافیای ایران
جبهه سبزهمدان(آرش هنرآسا)
توسعه پایدار به مثابه آزادی(محمود داوران)
سایت مهدی سقایی(جغرافیای آنارشی)
حسین سلیمیان(کلاس جغرافیا)
دیده بان محیط زیست (مژگان جمشیدی)
توسعه پایدار(مهری احمدی)
جغرافیا ، علم زندگی(علی جودکی)
جغرافیا علمی برای زندگی
رنگین کمان ایرانی(نسرین جوانشیری)
تاریخ علم جغرافیا(مهدی غلامی)
روشنفکری(مهدی مشرفی)
جغرافیاوآمایش سرزمین(مرتضی اسمعیل نژاد)
سهراب قائدی(گروه جغرافیای زرین شهر)
زیتون سبز(حمایت ازحیوانات)
معلم جغرافیا(اله نظرصفدری)
روزنه جغرافیایی(علیرضاخیاطی)
تحقیقات جغرافیاوحاشیه نشینی(مهدی اسدی)
بانک اطلاعات جهانی شدن
هکمتانه (همدان)
جغرافیاواقلیم شناسی(مهرداد کیانی)
مدیریت شهری(علی قادری)
دانش جغرافیا(فاطمه فلاح)
جغرافیا(دبیران جغرافیا-خراسان رضوی)
سایت جغرافیائی:(محمد تقی خورشیدی )
آموزش جغرافیا(ناصراحمدیان)
سیستم اطلاعات جغرافیایی (رضا اقبالی)
بیابان ها و کویرهای ایران
کارتوگرافی(دانشجویان دانشگاه تهران)
محیط زیست(سهراب عسکری)
شهر در آینه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM