دیدار سه منطقه سرزمین عزیز و مظلومم ایران در این چند ماهه سال ۹۰ مرا به شدت به فکر فرو برده و آینه تمام نمای توسعه ناپایدار را از این سرزمین در پیش رو نهاده است. این سه منطقه رودخانه کارون - دریاچه ارومیه و زاینده رود بود.
وقتی زاینده رود را با آن وضعیت دیدم سنگینی و غمی روی قلبم نشست که حداقل تا سه روزی که در آن شهر بودم نفسم را سنگین کرده بود. وقتی که رودخانه زاینده رود بی آب و خاطراتی را که از این رودخانه و زیبایی هایش و نازیبایی هایی را که الان دارد مرور می کنم واقعا دلگیر می شوم.
هنگامی که دریاچه ارومیه را از ارتفاع زیاد از داخل هوا پیما دیدم واقعا وحشت کردم . گویی این سرزمین سوخته و هنوز از اطراف آن آتش و حرارت زبانه می کشد.
و وقتی که کارون را دیدم با آن چیزهایی که در موردش شنیده بودم و دیده بودم- حیات و نشاط ساحل کارون را نداشت. و بوی مرگ از این رودخانه نیز به مشامم رسید.
واقعا این سرزمین به کجا می رود؟ و جمله خانم دکتر ابتکار به یادم می آید که گفت: " امروز به گونه اى عمل نكنيم كه اصلا" فردايى نباشد."
این موضوع مرا به فکر انداخت تا در حد وسع مطلبی را در سه قسمت( سه پست) در وبلاگ قرار دهم که اولین آن در مورد زاینده رود است.
زاینده رود بزرگترین و مهمتریت رودخانه داخلی ایران است. در سرزمینی که میزان بارش در حد بسیار محدود و پدیده غالب خشکی است دیدن سرزمینی که در طول تاریخ همواره از مراکز جمعیتی و اقتصادی و اداری و فرهنگی کشور بوده حکایت از عاملی برای حفظ و نگهداری این جمعیت دارد و این همان زاینده رود است که هزاران سال زندگی را به این قسمت از سرزمین ایران آورده است. و اکنون خود با مرگ دست به گریبان است.
دوستی گفت اصفهانی ها که در تمام مملکت و حکومت قدرت دارند و پستهای مهم مملکتی زیادی دارند وضع شهرشان این شده ببین بر سر دیگر نقاط کشور چه آمده است!! و من می گویم گاه همین بکارگیری بیش از حد منابع و به هر قیمت است که نتایج زیانبار و شکننده ای دارد حتی برای اصفهان که از سال ۱۳۳۲ آب کوهرنگ یا درست تر بگویم آب کارون را کشیده ( و این کار با پروژه های کوهرنگ ۲ و کوهرنگ ۳ ادامه یافته است) اما انگار که راست گفته اند که دست بالای دست بسیار است وقتی که یزدی ها هم با قدرت وارد کارزار می شوند و برای خودشان از این غنیمت سهمی می خواهند و یا قمی ها که از این خوان نعمت هم برای خود طرفه ای می طلبند.
گاه در کتابها و مجلات و ... مطالبی از رشد و گاه از توسعه می شنویم اما در اینجا جلوی چشمانمان تفاوت بین رشد و توسعه و تمایز بین توسعه ای که می توانست پایدار باشد را با توسعه ای که ناپایدار است به خوبی می توان دید....
ادامه مطلب