پيامدهاي توسعه نا پايدار - قسمت اول: خشک شدن زاینده رود

" امروز به گونه اى عمل نكنيم كه اصلا" فردايى نباشد."

دیدار سه منطقه سرزمین عزیز و مظلومم ایران در این چند ماهه سال ۹۰ مرا به شدت به فکر فرو برده و آینه تمام نمای توسعه ناپایدار را از این سرزمین در پیش رو نهاده است. این سه منطقه رودخانه کارون - دریاچه ارومیه و زاینده رود بود.

وقتی زاینده رود را با آن وضعیت دیدم سنگینی و غمی روی قلبم نشست که حداقل تا سه روزی که در آن شهر بودم نفسم را سنگین کرده بود. وقتی که رودخانه زاینده رود بی آب و خاطراتی را که از این رودخانه و زیبایی هایش و نازیبایی هایی را که الان دارد مرور می کنم واقعا دلگیر می شوم.

هنگامی که دریاچه ارومیه را از ارتفاع زیاد از داخل هوا پیما دیدم واقعا وحشت کردم . گویی این سرزمین سوخته و هنوز از اطراف آن آتش و حرارت زبانه می کشد.

و وقتی که کارون را دیدم با آن چیزهایی که در موردش شنیده بودم و دیده بودم- حیات و نشاط ساحل کارون را نداشت. و بوی مرگ از این رودخانه نیز به مشامم رسید.

واقعا این سرزمین به کجا می رود؟ و جمله خانم دکتر ابتکار به یادم می آید که گفت: " امروز به گونه اى عمل نكنيم كه اصلا" فردايى نباشد."

این موضوع مرا به فکر انداخت تا در حد وسع مطلبی را در سه قسمت( سه پست) در وبلاگ قرار دهم که اولین آن در مورد زاینده رود است.

زاینده رود بزرگترین و مهمتریت رودخانه داخلی ایران است. در سرزمینی که میزان بارش در حد بسیار محدود و پدیده غالب خشکی است دیدن سرزمینی که در طول تاریخ همواره از مراکز جمعیتی و اقتصادی و اداری و فرهنگی کشور بوده حکایت از عاملی برای حفظ و نگهداری این جمعیت دارد و این همان زاینده رود است که هزاران سال زندگی را به این قسمت از سرزمین ایران آورده است. و اکنون خود با مرگ دست به گریبان است.

دوستی گفت اصفهانی ها که در تمام مملکت و حکومت قدرت دارند و پستهای مهم مملکتی زیادی دارند وضع شهرشان این شده ببین بر سر دیگر نقاط کشور چه آمده است!! و من می گویم گاه همین بکارگیری بیش از حد منابع و به هر قیمت است که نتایج زیانبار و شکننده ای دارد حتی برای اصفهان که از سال ۱۳۳۲ آب کوهرنگ یا درست تر بگویم آب کارون را کشیده ( و این کار با پروژه های کوهرنگ ۲ و کوهرنگ ۳ ادامه یافته است) اما انگار که راست گفته اند که دست بالای دست بسیار است وقتی که یزدی ها هم با قدرت وارد کارزار می شوند و برای خودشان از این غنیمت سهمی می خواهند و یا قمی ها که از این خوان نعمت هم برای خود طرفه ای می طلبند.

گاه در کتابها و مجلات و ... مطالبی از رشد و گاه از توسعه می شنویم اما در اینجا جلوی چشمانمان تفاوت بین رشد و توسعه و تمایز بین توسعه ای که می توانست پایدار باشد را با توسعه ای که ناپایدار است به خوبی می توان دید.

تصاویرتکان دهنده ازمرگ در زاینده رود 

 

 زاینده رود آنچنان رو به خشکی رفت که حتی مردم نتوانستد ماهی های آن را نجات دهند وهیچ کس به نجات آنها فکرنکرده بود.ازسوی دیگربوی تعفن ماهی های به گل نشسته، یکی ازجاذبه های مهم توریستی راموردتهدیدقرارداده است. عکاس:بابک قورچیان - اجرا:احسان ظهیرالدینی 6464 'نیازبه انتظاربرای بارگذاری نیست'

تصــاویـری از خشـک شــدن زاینـده رود

بناهای تاریخی اصفهان و تهدید خشکسالی

طی ۹ ماهی که از خشک شدن زاینده رود می گذرد، کارشناسان حوزه های مختلف هشدارهایی در مورد تاثیرات خشکی رودخانه در زمینه های مختلف دادند. در این بین به گفته فعالان و کارشناسان میراث فرهنگی، نه تنها خشکی رودخانه زاینده رود پل‌های تاریخی و بخصوص سی و سه پل را در معرض خطر قرار داده است، بلکه کاهش سطح آب سفره های زیرمینی و افزایش سطح تبخیر از جداره های بناها، سایر آثار را نیز در دراز مدت با مشکل روبه رو می سازد.طبق بررسی های کارشناسی، سطح آبهای زیرزمینی در بخش‌هایی از شهر اصفهان به یک سوم کاهش یافته بود. ترک های بزرگ گنبد شیخ لطف الله نیز به گفته کارشناسان ناشی از همین مسئله است و خود مسجد امام و صحن آن نیز دچار چنین مشکلاتی است. حتی گفته می شود که حیات بنای مدرسه چهارباغ تا حد زیادی به نهر فرشادی (مادی) که از پای فونداسیون دیوار مدرسه جریان دارد، بستگی دارد در حالی که بیشتر مادی های اصفهان طی سالهای اخیر خشک شده اند.
بناهای تاریخی اصفهان به واسطه نوع ملات به کار رفته در آن، همگی با آب پیوندی دیرینه دارند و قطع شدن آب در شهر اصفهان و کاهش آب های زیرزمینی به این بناها لطمه جدی می زند.
هرچند به این واسطه جاری شدن دوباره آب در بستر زاینده رود خبر خوبی برای فعالان میراث فرهنگی اصفهان بود ولی آنان نگرانی دیگری از بابت سلامتی سی و سه پل دارند زیرا فاش شدن مساله انحراف مترو اصفهان این احتمال را مطرح کرد که دستگاه حفار در زمان انحراف با رمپ جنوبی سی و سه پل برخورد کرده باشد و مصالح غیر عادی مشاهده شده، قسمتی از پی سی و سه پل است که در صورت صحت داشتن این قضیه و آسیب دیدن پی سی و سه پل، احتمال نشست کردن پل در زمان جاری شدن آب در رودخانه وجود دارد. هرچند در آن زمان نیز مطرح شد که پی بردن به درستی این مساله نیازمند بررسی های کارشناسی است ولی متاسفانه طی ماه های اخیر اقدام کارشناسی جدی برای بررسی این موضوع صورت نگرفت و اقدامات در حد شعارهای رسانه ای باقی ماند./ به نقل از:  ایمان حجتی - ایلنا

نیاز بی‌رویه بخش کشاورزی، عامل خشکی زنده‌رود

در این زمینه، محمد درویش متخصص محیط زیست در گفتگو با خبرنگار ایلنا در اصفهان گفت: در این فصل سال کشاورزان غرب اصفهان محصولات خود را درو کرده اند و نیاز آبی در بالادست رودخانه کم شده و آب به مناطق پایین دستی نیز می رسد و کشاورزان شرق اصفهان که شرایط دمایی متفاوتی دارند برای آغاز کشت آماده می شوند.

وی افزود: آمارها نشان می دهد آنچه در حقیقت باعث خشک شدن زاینده‌رود شد، نیاز بی‌رویه بخش کشاورزی استان اصفهان به آب زاینده‌رود است. درویش با بیان اینکه میزان راندمان آب در استان اصفهان پایین است افزود: بخش کشاورزی در استان اصفهان سالیانه در ازای مصرف ۵٫۵ میلیارد متر مکعب آب، ۵ میلیون تن محصول تولید می کند، یعنی در ازای هر متر مکعب آب حدود ۹۰۰ گرم ماده غذایی خشک تولید می کند در حالی که این مقدار در فرانسه ۳ کیلوگرم و حد نرمال آن ۱٫۵ کیلوگرم است. وی تصریح کرد: اگر بخواهیم خشک شدن رودخانه در سال آینده تکرار نشود باید سیستم های آبیاری را به آبیاری تحت فشار و گلخانه ای تغییر دهیم تا راندمان آب دهی افزایش یابد که این کار با توجه به پتانسیل های علمی شهر اصفهان دور از دسترس نیست. وی خاطر نشان ساخت: فقط کافی است تصور کنید راندمان این بخش به دو برابر افزایش یابد؛ این یعنی آنکه بخش کشاورزی اصفهان می‌تواند با نیمی از آبی که در اختیارش قرار می‌گیرد، همین مقدار تولید داشته باشد و در آن صورت با آب مازاد حاصل هم، زاینده‌رود پرآب خواهد بود و گاوخونی به حیات خویش ادامه خواهد داد و نشاط و سلامتی دوباره به دیار زنده‌رود بازمی‌گردد.
این متخصص محیط زیست با بیان اینکه “باید وابستگی معیشتی به آب زاینده رود در استان اصفهان کاهش یابد” تصریح کرد: این وابستگی باید به سمت معیشت هایی برود که آب کمتری از رودخانه را مصرف می کنند و فعال کردن توریست، اکو توریست و استفاده از انرژی خورشیدی و در کنار آن افزایش راندمان آب در بخش کشاورزی گزینه های پیشنهادی در این زمینه است. به نقل از:  ایمان حجتی - ایلنا

کشت برنج در یکی از کم آب ترین مناطق دنیا:

چنانچه به الگوی نامناسب کشت محصولات کشاورزی به عنوان یکی از عوامل اتلاف آب و ناپایداری آب بنگریم به یقین می توان یکی از نمونه های شگفت آور آن را کشت برنج در منطقه اصفهان ذکر کرد. منطقه ای با میانگین بارش ۲۰۰ میلیمتر در داخل فلات خشک ایران که آب در آن از دیرباز حکم کیمیا را داشته است. در این منطقه برنج کشت می شود!/ وجدانی

استاد کشاورزي دانشگاه صنعتي اصفهان گفت: از دلايلي که کشاورزان کشت برنج را به لحاظ اقتصادي خوب مي‌دانند اين است که قيمت آب قيمت واقعي خودش نيست و اگر آب به قيمت واقعي خودش برسد آن زمان کشاورز به محصولات ديگر روي مي‌آورد که بهره وري بهتري دارند.

کشت برنج در اصفهان آری یا نه؟ را در اینجا ببینید

طومار مردم اصفهان در اعتراض به خشکاندن زاینده رود:

خشک شدن آب زاینده رود باعث شد مردم اصفهان با امضای طوماری خطاب به احمدی‌نژاد، خواستار رعایت حق آبه قانونی شهر اصفهان و کشاورزان استان اصفهان شوند.  در قسمت هایی از این طومار که در شهریور ماه سال جاری تهیه شد آمده بود: اسکندر، تیمور و اشرف افغان، اصفهان را ویران و از کشته‌ها پشته‌ها ساختند، لیکن نتوانستند آب را بر این شهر ببندند. پس نسزد که ما چنین کنیم و سنت طبیعت که همانا سنت خداست را به بیداد تغییر دهیم. امضا کنندگان این طومار برداشت بیش از حد در بالادست رودخانه از آب زاینده رود را عامل خشکی زاینده رود دانسته بودند و از احمدی‌نژاد خواسته شده بود حقآبه قانونی شهر اصفهان و کشاورزان این ناحیه محترم شناخته شده و از دست‌اندازی به منابع محدود آب زاینده‌رود در سرشاخه‌ها و طول مسیر طبیعی آن جلوگیری شود. این طومار در پایان همایش بررسی علل خشکی زاینده رود که توسط شهرداری اصفهان و تعدادی از تشکل های مردمی زیست محیطی برگزار می شد تهیه شده و برای امضا توسط مردم در یکی از پارک های اصفهان قرار گرفت. به نقل از:  ایمان حجتی - ایلنا

تعهدات جهاني ايران و لزوم جلوگيري از خشك شدن زاينده رود:

دادخواه (یکی از وکلای پرونده خشکی زاینده‌رود) مي گويد: «ایران در قبال زاینده‌رود و مشکلاتی که در سال‌های اخیر در اثر خشکی آن به وجود آمده بر اساس دو کنوانسیون رامسر و وین، تعهدات جهانی دارد.»  یکی از علل خشک‌شدن زاینده‌رود، علاوه بر سدسازی‌ها، عدم رعایت قانون در حفر چاه‌ها در حاشیه رودخانه زاینده‌رود و همچنین پمپاژ آب به صورت غیرمجاز و در ادامه آن عدم پرداخت حق‌آبه کشاورزان می‌داند و اعتقاد دارد که مسئولان خشک شدن رودخانه باید در مقابل کنوانسیون رامسر وپروتکل الحاقی به کنوانسیون رامسر از سوی شورای نگهبان پاسخ دهند. به گفته دادخواه به استناد کنوانسیون‌ها، حق جهانی آب (Right to water) و اصل یکنواختی بهره‌برداری، دولت با دو تکلیف جهانی در زمینه خشکی زاینده‌رود مواجه است: «یکی از این کنوانسیون‌ها، کنوانسیون رامسر و دیگری پروتکل الحاقی به کنوانسیون رامسر از سوی شورای نگهبان است. به گفته دادخواه براساس این دو تاییدیه هیچ مدیر اجرایی حق ندارد مصوبه‌ای بالاتر از این مصوبات را قرار دهد. به گفته دادخواه همچنین بر اساس کنوانسیون وین به دلیل اینکه این معاهده و پروتکل الحاقی را دولت امضا کرده است، مشمول ماده 27 کنوانسیون می‌شویم و در این صورت هیچ دولتی حتی نمی‌تواند به عذر قوانین داخلی خود این معاهده را نقض کند.

 دادخواه در حالی از کنوانسیون‌های موجود برای نجات رودخانه زاینده رود سخن به میان می‌آورد که انتقال‌های غیرمجاز آب، سدسازی و حفر چاه‌هایی بدون توجه به قوانین مصوب محیط زیست کشور انجام گرفت. در نهایت هم مجریان طرح و دولتی‌ها برای نجات زاینده‌رود که قربانی صنایع شده قصد دارند با حفر تونل گلاب-بهشت آباد به قیمت خشک‌کردن استان چهارمحال و بختیاری، زاینده رود و گاوخونی را زنده کنند. با این اقدام علاوه بر مشکلاتی که دامن اصفهانی‌ها را گرفته یک استان که زندگی اهالی آن به کشاورزی وابسته است خشک می‌شود و به بیابان تبدیل می‌شود. البته سد‌سازی‌ها تنها به خشک کردن رودخانه منجر نشد. زمانی که آب‌های جاری پشت سد‌ها جمع شدند به ناگاه مردم اصفهان به کاشت برنج روی آوردند. در چند سال نخست آنها هیچ مشکلی نداشتند و با وجود آب‌های پشت سد از کاشت و برداشت خود راضی بودند. اما کاهش آب سدها وکم شدن آب‌های زیرزمینی، اجازه ادامه این کاشت وبرداشت‌ها را نداد. معیشت آنها اما تغییر کرد و توقع‌های جدیدی را برخلاف طبیعت و اقلیم سرزمین به‌وجود آورد. گسترش زمین‌های کشاورزی در این منطقه به مرور آب‌های زیر زمینی را خشک‌تر کرد تا مرگ دریاچه زاینده رود زودتر برسد.

 

عکس زاینده رود در زمان زندگی این رود

 

 

عکس زاینده رود در زمان زندگی این رود

 اسفندیار امینی – (مديرعامل كانون خبرنگاران كشاورزي) - استان اصفهان

از نظر ما دلايل خشكي زاينده‌رود به دو دسته تقسيم مي‌شود. نخستين دليل كمي بارش در حوضه آبريز زاينده‌رود كه ارتفاعات زردكوه و فريدون‌شهر و بالادست اصفهان را شامل مي‌شود. اما دليل عمده و اصلي خشكي زاينده‌رود اين است كه وزارت محترم نيرو از سال 1350 كه زاينده‌رود به بهره‌برداري رسيد بارگزاري‌هايي روي رودخانه انجام داد. براي توسعه كشاورزي تحت‌ عنوان سهم آبه‌ها در قبل از انقلاب و پس از انقلاب تحت عنوان اشتراكي‌ها و همچنين براي توسعه صنعت و مصارف شهري و شرب و خدمات و ساخت‌وساز، آب در نظر گرفته شد. به استان‌هاي چهارمحال و يزد و ساير شهرستان‌ها هم چاه آب تخصيص داده شد. تعداد زيادي چاه هم در حريم ممنوعه رودخانه با پروانه يا بدون پروانه حفر شد كه عملا از رودخانه آب برداشت كرده و بسياري از آنان توسط لوله به نقاط دوردست منتقل مي‌شوند از مهم‌ترين دلايل ديگر انتقال آب از حوضه زاينده‌رود به خارج از حوضه بود. به عنوان مثال در محدوده‌اي كه آب استفاده‌شده مجددا به سفره‌هاي زيرزميني نفوذ كند يا به صورت زه‌آب از طريق زه‌كش يا مستقيم به رودخانه برگردانده شود را مي‌گويند استفاده آب از حوضه يعني آب چندبار مصرف مي‌شود. هربار كه در بالادست مصرف شود از طريق آب‌هاي زيرزميني يا بازگشت مازاد آب به رودخانه امكان بهره‌بري مجدد آن توسط پايين‌دستي وجود دارد اما هرگاه آب توسط لوله به مناطق دوردست رودخانه منتقل شود در مناطقي كه سفره‌هاي آب زيرزميني پايين است، امكان انتقال و امكان بازگشت مجدد آب به رودخانه و سفره‌هاي زيرزميني آن منطقه را ندارد.

بنابراين آبي كه در حوضه زاينده‌رود مي‌توانست چندبار مصرف شود و راندمان آن مثبت باشد پس از انتقال به ديگر مناطق خارج از حوضه زاينده‌رود به آب يك‌بار مصرف تبديل مي‌شود. طي 40 سال گذشته به اعتقاد ما هم اقدام‌هاي غيركارشناسي صورت پذيرفته و هم بسياري از صدور مجوزهای حفر چاه‌ها و نصب پمپاژها و قراردادهاي فروش آب به صورت غيرقانوني اتفاق افتاده است.
براساس مصوبه 4322 هيات وزيران به تاريخ 29/2/1333 وزارت نيرو حق مجوز نصب پمپاژ و احداث كانال و هرگونه انتقال در بالادست رودخانه به ويژه بالادست «پل كله» تا سرچمشه رودخانه را نداشته است. در آن تصويب‌نامه مالكيت تونل اول كوهرنگ به «حقابه‌داران» زاينده‌رود كه 33 سهم دارند تخصيص داده شد. براساس ماده پنج همان تصويب‌نامه سرمايه لازم براي احداث تونل اول زاينده‌رود توسط 33 سهم حقابه زاينده‌رود تامين شده است و براساس طومار شيخ‌بهايي، زاينده‌رود كه از چشمه «ديمه» سرچشمه مي‌گيرد هم راه‌بازايش‌هاي رودخانه در طول مسير متعلق به حقابه‌داران است. بنابراين وزارت نيرو حق فروش آب متعلق به حقابه‌دار را كه از اين دو منبع تامين مي‌شود و قريب به 73‌درصد از آورد رودخانه را تامين مي‌كند نداشته است.
تنها ميزان آبي كه برابر ماده 24 از قانون توزيع عادلانه آب براي وزارت نيرو مجاز بوده است آب استحصالي تونل‌هاي دوم كوهرنگ و چشمه‌لنگان است كه با سرمايه دولت احداث شده به اضافه ميزان آبي كه توسط حقابه‌دار مصرف نمي‌شده؛ يا مصرف آن به دليل تبديل كاربري اراضي حقابه‌داران استفاده مي‌شده و وزارت نيرو مجاز بوده قراردادهاي فروش براي ساير بخش‌هاي مصرف مانند كشاورزي، شرب، شهري و صنعت و خدمات در استان اصفهان و ديگر استان‌ها را به فروش برساند. چاه‌هاي مردمي كه به فروش رسيده است به مراتب بيش از ميزان آبي است كه دولت سرمايه‌گذاري كرده است. بنابراين براساس ماده 3 از قانون توزيع عادلانه آب مجوز حفر چاه در حريم رودخانه ممنوع است و براساس كنوانسيون رامسر كه قبل از انقلاب مصوب شده است و همچنين پروتكل الحاقي 1368 كه به تصويب مجلس شوراي اسلامي و شوراي محترم نگهبان رسيده دولت متعهد شده به‌طور دايم حداقل آب مورد نياز براي تالاب گاوخوني خشك شده را به آن تالاب انتقال دهد كه اين كار نيز صورت نپذيرفته است لذا درخواست ما از دادگاه استان اصفهان اين است نسبت به رسيدگي به موارد مرقوم در پرونده و برگرداندن حقابه‌هاي مردم به ايشان و رفع و مسدودالمنفعه كردن تمام برداشت‌هاي غيرقانوني اقدام كنند.

 

شهردار اصفهان:
عدم مدیریت صحیح علت اصلی خشک شدن زاینده رود است
به گزارش موج از اصفهان، دکتر سید مرتضی سقائیان نژاد با ابزار تاسف از خشک شدن رودخانه زاینده رود، اهمیت و نقش این رودخانه در تنظیم اکوسیستم منطقه و حساسیت مدیریت شهر و استان در این زمینه را یادآور شد و افزود:باید اهمیت این موضوع در ابعاد مختلف و اثرات خشکی رودخانه برای بعضی از مسوولان شهر واستان تبیین شود.
وی آثار سوءخشک شدن رودخانه زاینده رود را برای اصفهان تشریح کرد و بر تلاش مسوولان شهر و استان برای جاری شدن آب در سال جاری و جلوگیری از تکرار این پدیده در سال آینده تاکید کردو افزود: برای تحقق این امر و پایداری آب در رودخانه زاینده رود و حفظ اکوسیستم منطقه، برگزاری و همایش و نشستهای تخصصی در این زمینه به فواصل کوتاه با پشتوانه مطالعاتی و علمی ضروریست.
رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان نیز مشکلات خشکسالی و خشک شدن رودخانه زاینده رود برای شهر و شهروندان راتشریح کرد و بر اصلاح قوانین و خط مرزی استانها اصفهان و چهار محال بختیاری ،جلو گیری از برداشتهای بی رویه از حوزه زاینده رود تاکید کرد و گفت:در 10سال گذشته ثابت شده مدیریت مجزا برای حوزه آبی زاینده رود مناسب نبوده است و باید این مدیریت به واحد تبدیل شود. مهندس عباس حاج رسولی ها بررسی و شناخت کمبودها ،نارساییهاو نیازها و برنامه ریزی برای حل مسائل ،مشکلات و معضلات شهر اصفهان را وظیفه شورای اسلامی شهر دانست و افزود:مرکز مطالعات و پژوهشهای شورای اسلامی شهر اصفهان باید بررسی موضوع خشکی رودخانه زاینده رود را در دستور کار خود قرار داده و با استفاده از کارشناسان و متخصصان امر راهکارهای عملی برای حل مشکل این رودخانه ارائه دهد.
نایب رئیس شورایعالی استانها براحیای حق آبها ی اصفهان ،شرق اصفهان و تالاب گاوخونی تاکید کرد :و از مسوولان و کارشناسان و اعضای تشکل های زیست محیطی خواست طرح جامع و کاملی در این زمینه تهیه و به این شورا ارائه کنند تا در شورایعالی استانها بررسی شود. وی تنها راه حل رفع مشکل کم آبی و خشکسالی اصفهان را اجرای پروژه بهشت آباد بیان کرد و از مدیریت استان خواست این پروژه را عملیاتی کند.
مهندس حاج رسولیها با بیان اینکه برای مطالعات و اجرای پروژه بهشت آباد در بودجه کشور ردیف مشخص شده گفت: با بهره برداری از این پروژه سالانه یک میلیارد متر مکعب به ظرفیت آب اصفهان اضافه خواهد شد. رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان آلودگی هوا و منابع زیر زمینی اصفهان را نگران کننده دانست و بر نظارت این شورا بر مسائل زیست محیطی این شهر تاکید کرد و افزود:تمتم پروژه هایی که در شهر اصفهان توسط شهر داری و دیگر دستگاها اجرایی انجام می شود باید با رعایت مباحث زیست محیطی اجرا و سند زیست محیطی آنها ارائه شود

 اسماعیل کهرم: ( استاد محیط زیست) 

انتقال آب از استان اصفهان به يزد به منظور رفع خشكي يزد تنها باعث خشك شدن اصفهان شده است. و در ادامه با اشاره به مشكل كمبود آب يزد مي افزايد كه يزد ساليان دراز است كه با خشكي دست و پنجه نرم ميكند و توانسته با استفاده از قنات هاي خود اين مشكل را برطرف كند. قنات هايي كه به گفته يكي از كارشناسان ميراث فرهنگي قادرهستند يزد را جهاني كنند.

 

مقاله آقای دکتر مهدی بصیری از اساتید دانشگاه صنعتی اصفهان در ادامه ببینید:

علل خشک شدن زاینده رود

نويسنده:دکتر مهدی بصیری (1)




مقدمه

مردم اصفهان خشک شدن زاینده رود را در دوره های خشکی 1379 تا 1380 و 1387 تا 1388 مشاهده نمودند و پل های تاریخی آن را در سطح ترک خورده ی بستر زاینده رود به نظاره نشستند و افسوس سال های پرآب این رود سالخورده سرشار از مایه ی حیات و طراوت را از دل ها به لب هایشان آوردند. کشاورزان ملی این دوره های خشک با فقر و پریشانی و گرفتاری های زندگی دست و پنجه نرم کردند و جوانه های امیدی که در اثر سرمایه گذاری و توسعه ی کار خویش در دل رویانده بودند بخشکید و وام داری و ناخرسندی جای آن را گرفت و فرزندانشان، آن ها که صالح و فعال بودند سر در گریبان و وقت گذرانی بیهوده روی آوردند. باغ های قدیم و جدید به خشکی گرایید و درختان کهن چنار و بید در شهرها و روستاها به اسکلت های زرد و خشک تبدیل شدند. اما همچنان شاهد طرح های جدید توسعه ی کشاورزی، صنعت و گسترش فضای سبز شهرها و روستاهایی بوده ایم که توسعه ی آنها بر اساس آب زاینده رود برنامه ریزی می شود، حتی تا دوردست صحراهای یزد که بخواهند آهن و فولاد بیشتر و بیشتری تولید کنند که هم اکنون خریدار ندارد. راستی ما را چه شده است؟ چگونه اندیشه ای بر ما مستولی شده که از یک سو در بالادست رود، آب را به خارج حوضه ی زاینده رود پمپ می کنیم تا باغ جدید ایجاد کنیم. در همان زمانی که باغ های قبلی در حال خشک شدن است و از سویی لوله های آب را برای صنایع فولاد و آهن یزد افتتاح می کنیم، در حالی که کشاورزان و مردم اصفهان از بی آبی به حیات و زندگی خود در این دوره حاصلخیز و پرسابقه ی زمانی که بهشت شهرهای ایران بود ناامید شده اند.
مسئوولان شرکت آب اصفهان همه را به گردن خشک سالی می گذارند و مردم نیز شایعه های فراوانی را دهان به دهان منتقل می کنند. گاه شنیده می شود که آب را بسته اند تا تونل مترو را از زیرزمین عبور دهند. گاه می گویند زیر پایه های پل ها در زمان شاه عباس گنجی نهاده اند و اکنون برای کشف گنج رودخانه را خشکانیده اند و زمانی تقصیر را به گردن انتقال آب به کرمان و رفسنجان می گذارند و انتقال آب به یزد را نیز نشانه رفته اند. با اعتقاد به این امر که مردم به ویژه حق آبه داران حق دارند بدانند چه شده است که رودخانه ای که از پدرانشان نشنیده اند که هرگز خشک شده باشد، در فاصله ی 9 سال چهار بار خشکیده است. بر آن شدیم تا حد امکان با نگاه جامع و اطلاعات مختصر موجود به تحلیل این پدیده بپردازیم.
اراضی حوضه ی زاینده رود از حاصل خیزترین اراضی کشاورزی کشور است و کشاورزان اصفهانی نیز به مهارت در امر کشاورزی زبان زد هستند و لذا در واحد سطح از اراضی حوضه ی زاینده رود که به صورت اصولی جزوشبکه آبیاری قرار دارد، با بالاترین کارآیی محصولات زراعی و باغی تولید می شود. راندمان یا کارایی آب در حوضه ی زاینده رود یا بهتر بگوییم در اراضی رسوبی زاینده رود به لحاظ حاصلخیزی، مهارت و همچنین بازگشت مازاد آب به چرخه ی آب رودخانه یا زهکش ها یا آب های زیرزمینی بسیارخوب و قابل مقایسه با بهترین روش هاست. در مطالعه ای که توسط مرکز تحقیقات کشاورزی انجام گرفته است از آب مصرفی از کانال نکوآباد 30 درصد بازگشت به رودخانه وجود دارد که از برنج کاری ها 38 درصد بازگشت داریم و راندمان آبیاری حدود 70 درصد است.

سال

97-96

98-97

99-98

2000-98

2001-2000

2002-2001

2003-2002

سطح کشت
(1000 هکتار)

7/29

6/29

6/26

6/21

10

5/17

4/22

ذخیرۀ آب
مترمکعب)

226

227

183

678

4/5

37

99

در حوضه ی زاینده رود در شرایط معمولی با بارندگی میانگین، میزان آب ورودی به دریاچه سد به قرار زیر است:
از رودخانه ی 850 میلیون متر مکعب در سال،
از تونل اول 330 میلیون متر مکعب در سال،
از تونل دوم 270 میلیون متر مکعب در سال و
از چشمه ی لنگان 120 میلیون متر مکعب در سال،
که مجموع آب ورودی برابر 1570 میلیون متر مکعب در سال است. قابل ذکر است که حوضه در زمان های بارندگی از سایر سطوح و حواشی آب دریافت می کند به نحوی که می توان برآورد نمود آب ورودی حوضه در یک سال معمولی در مجموع 2100 میلیون متر مکعب است. البته واضح است که در سال های پرباران آورد رودخانه و یا مجموع آب حوضه از مقادیر ذکر شده به نسبت افزایش بارندگی، افزایش و همچنین در سال های کم بارش کاهش پیدا می کند. برای مثال آورد رودخانه از مهر 1384 تا مهر 1386، 3700 متر مکعب و از مهر 1386 تا مهر 1388 به 1700 میلیون بالغ می شود (یعنی سالیانه به ترتیب 1850 میلیون 850 میلیون متر مکعب).
کارشناسان شرکت آب منطقه ای، خروجی از سد را 1800 تا 1900 میلیون متر مکعب در سال های معمولی می دانند که 425 میلیون متر مکعب آن را برای شرب و 120 میلیون متر مکعب را برای صنایع و بقیه را برای فضای سبز و کشاورزی در نظر می گیرند. در سال های کم بارشی و خشکی مانند سال های 86 تا 88 با خروجی های معادل 1350 و 1000 میلیون مترمکعب مصارف شرب و صنعت کاهش نمی یابد و فضای سبز نیز به مقدار کم کاهش پیدا می کند و بخش کشاورزی تقریباً از آب محروم می شود.
حمیدرضا سالمی و نادر حیدری (1385) در گزارشی در مجله ی علمی – پژوهشی تحقیقات منابع آب ایران، منابع و مصرف آب در حوضه ی زاینده رود را ارزیابی و چنین نتیجه گیری می نمایند که در حوضه ی زاینده رود مراحل توسعه، تخصیص و مصارف آب فرآیندی ناگهانی است و تقاضا برای مصارف آب بلافاصله پس از تأمین آب در هر حوضه در طی 50 سال اخیر به طور مداوم تحت تنش آبی قرار داشته است. این موضوع نشان دهنده ی آن است که مدیریت جامع آب برای تخصیص بین بخش های مختلف وجود ندارد و حتی کاهش 10 درصدی در تأمین آب سبب بروز تنش آبی شدید در حوضه می گردد.
مول و همکاران (2) در سال 2008 در مقاله ای درباره اثرات خشک سالی در سال های 78 تا 80 در حوضه ی زاینده رود، میزان تحویل آب در سد آبشار و سطح کشت محصولات زراعی وابسته را به شرح جدول شماره ی 1 ارائه نموده اند و چنین نتیجه گیری کرده اند که با مدیریت بهتری اثرات خشک سالی در بخش کشاورزی می توانست کاهش یابد.
در جدول شمارۀ 2 مصارف حوضه در سال آبی 87 و 88 آورده شده و درصد مصارف محاسبه شده و با درصد مصارف در سال های معمولی مقایسه گردیده است. مشاهده می شود مصارف شرب و شهری و صنایع و برداشت های چهارمحال و بختیاری و پمپاژهای بالادست سد چم آسمان در این سال مشابه سال های پرآب بوده و هیچ کاهشی نداشته است. برآورد می شود که فضای سبز شهری حدود 50 درصد کاهش مصرف داشته ولی بخش کشاورزی 90 درصد کمتر آب دریافت نموده است.
جدول شماره 2 – برآورد مصارف بخش های مختلف در سال آبی 88-87 و مقایسه آن با سال های معمولی

نوع مصرف

میزان مصرف
(میلیون مترمکعب)

درصد از کل
(1000میلیون مترمکعب)

درصد برداشت از خروجی در سال های معمولی
(1850میلیون مترمکعب)

تغییرات در مقدار برداشت

شرب و مصرف شهری اصفهان

350

35

19

0

انتقال به یزد

60

6

2/3

0

انتقال به کاشان

15

5/1

8/0

0

جمع مصارف شرب و شهری

425

5/42

23

0

فضای سبز شهرها وبرخی چاه های حریمی

150

15

5/13

50% کاهش

برداشت های استان چهارمحال و بختیاری

120

3/10

6/5

0

برداشت های بین سد تنظیمی و سد چم آسمان در استان اصفهان

31

1/3

7/1

0

تبخیر از سطح دریاچه

50

5

7/3

5/37%کاهش

نفوذ در عمق

50

5

3/4

0

 

کشاورزی

آبیاری باغ ها ودرختان از کانال نکوآباد

36

6/3

 

40

 

90%کاهش

رها شده بعد از سد چم آسمان تا نکوآباد

35

5/3

جمع مصارف کشاورزی

71

1/7

 

 

جمع کل

1000

100

100

 

برداشت های چهارمحال و بختیاری در سال 88 – 87 حدود 3/10 درصد از کل خروجی از سد بوده است در صورتی که پایین دست سد چم آسمان معادل 2/10 درصد بوده است. علت این امر دسترسی کامل و بدون قید و شرط به آب زاینده رود با استفاده از پمپاژ برای مصرف کنندگان چهارمحال و بختیاری است و در همین شرایط برداشت کنندگان اصفهان نیز در بالادست سد چم آسمان بدون محدودیت در سال های خشک آب برداشت می کنند. در صورتی که این مصرف کنندگان دارای حق آبه نیستند. با عنایت به این که حق آبه داران زاینده رود که 33 سهم رودخانه و تونل اول کلاً متعلق به آن هاست نسبت به سهم خود برداشت بسیار کمتری داشته اند و کشاورزان حق آبه دار پایین دست اصفهان که دارای 19 سهم حق آبه رودخانه هستند، هیچ آبی دریافت نکرده اند و فقط حدود 71 میلیون مترمکعب آب در اصفهان به مصرف کشاورزی رسیده است که معادل 7/1 درصد از آب خروجی سال آبی 88-87 است. در این جا عدم اجرای عدالت در برداشت های بخش های مختلف و ظلم به حق آبه داران که شهر اصفهان نیز در زمره ی آن هاست مشاهده می شود. براساس طومار 4 سهم از 33 سهم زاینده رود متعلق به ماربین و اصفهان است که شاهد مناطق غرب اصفهان از محدوده ی درچه تا اصفهان می شود. نیازهای شرب و صنعت در حوضه ِ زاینده رود مرتب رو به افزایش است و پیش بینی مصارف توسط شرکت آب منطقه ای اصفهان طبق جدول شمارۀ 3 است.

نیازها

سال 1381

سال 1390

سال 1400

نیاز شرب

201

492

582

نیاز صنعت

145

294

394

کشاورزی

4984

5550

5550

تبخیر از سطح دریاچه و رودخانه

  1.  

50

50

محیط زیست

70

70

70

نفوذ

-

88

88

مصرف کل

5500

6545

6735

قابل توجه است که آب های زیرزمینی حوضه به علت کمبودهای شدید آب در سال 50 سال گذشته کاهش فراوان یافته و هم اکنون به حدود 60 درصد برآوردهای قبلی رسیده و امکان برداشت به شدت کاهش یافته است. زیرا بسیاری از چاه ها کم آب یا خشک شده اند. بدیهی است کمبود آب در حوضۀ زاینده رود به شدت خودنمایی می کند که علت اصلی آن توسعۀ بیش از ظرفیت در حوضۀ زاینده رود است و متأسفانه هنوز هم ادامه دارد و موجب افزایش جمعیت بیش از نرخ رشد جمعیت کشور در اثر ایجاد صنایع و جذب مهاجر می شود. این توسعۀ ناپایدار از طرق زیر مصارف آب را به شدت افزایش داده است.
1- جمعیت های شهری و روستایی نیاز مصارف شرب، بهداشت و غیره
2- توسعۀ شهرها و نیاز به فضای سبز
3- ایجاد صنایع مصرف کننده و آلوده کنندۀ آب
4- توسعۀ کشاورزی
عوامل دیگری نیز مزید بر علت شده اند، مانند:
1- انتقال آب به یزد
2- انتقال آب به کاشان
3- اجازه پمپاژ از رودخانه توسط آب منطقه ای اصفهان
4- و مهم تر از همه اجازۀ پمپاژ از بالادست رودخانه توسط شرکت آب استان چهارمحال و بختیاری
با بررسی میزان آب در استان های چهارمحال و بختیاری و اصفهان روشن می شود که به هیچ وجه روا نیست استان چهارمحال و بختیاری از آب زاینده رود یا تونل های کوهرنگ برداشت نماید و اگر به این کار تأکید دارند معلوم نیست چه انگیزه ای آن ها را تحریک می کند.
جدول شماره 4 میزان آب استان چهارمحال و بختیاری را نشان می دهد. آن ها رودخانه زاینده رود را نیز از خود می دانند چون هنگام تقسیم استان اصفهان سابق به دو استان اصفهان و چهارمحال و بختیاری بی خردانه روی نقشه خطی کشیده شده است که براساس هیچ یک از معیارهای جمعیتی، قومی، قبیله ای یا تقسیم حوضه های آبخیز قابل توجیه نیست. اگر این توجیه را صحیح بدانیم حجم تخلیۀ آب سالیانۀ آن ها معادل 17579/5 میلیون مترمکعب است و از این مقدار 17/5 میلیارد مترمکعب فقط 15/5 درصد معادل 2721/4 میلیون مترمکعب، مصارف بخش های کشاورزی، شیلات و صنعت است که مصارف شرب و شهری نیز به آن اضافه می شود که با جمعیت حدود 900000 نفری استان که جمعیت قابل توجهی از استان نیز کوچ رو هستند و مصارف شهری اندکی دارند، مقدار آن بسیار اندک است و حداکثر حدود 49 میلیون مترمکعب می شود که معادل 28 درصد است. بدین ترتیب جمع مصارف استان به 15/8 درصد تخلیه می رسد. اما اگر با کمی توجه تولید آب را در استان چهارمحال و بختیاری محافظه کارانه 9/4میلیارد مترمکعب قلمداد نماییم و زاینده رود را حداقل برای استان اصفهان در نظر بگیریم و از جمع تولید آب آن استان کسر نماییم به عدد 8/6 میلیارد مترمکعب می رسیم و در این صورت مجموع مصارف آن استان به31/6 درصد آب تولیدی آن استان می رسد.
مقایسه ی سرانه ی آب رود خانه در حوضه ی زاینده رود با رودخانه های استان چهارمحال و بختیاری به غیر از زاینده رود نمایانگر اختلاف فاحشی است. اگر 8583 میلیون برای چهارمحال و بختیاری و 1500 میلیون برای حوضه ی زاینده رود در نظر بگیریم، سرانه ی آب چهارمحال و بختیاری از رودخانه 9536 مترمکعب و سرانه ی آب حوضه ی زاینده رود از رودخانه 600 مترمکعب خواهد شد. لذا سرانه ی آب از رودخانه در چهارمحال و بختیاری 16 برابر سرانه ی آب رودخانه در حوضه ی زاینده رود است. اکنون می توان قضاوت نمود که چه عادلانه است از دره ی زاینده رود به استانی که سرانه ی آب آن بسیار مطلوب است، آب پمپ شود آن هم با مصرف بسیار زیاد انرژی. همچنین میانگین وزنی بارندگی استان های اصفهان و چهارمحال و بختیاری به ترتیب 130 و 580 میلیمتر است. آیا این نوع کارها موجب پیشرفت مملکت می شود و به نفع تولید و مطابق الگوی مصرف صحیح است؟ آیا لازم است به جایی و کسانی و جمعیتی خسارت وارد کرد تا جای دیگری را بهره مندتر کرد؟ آیا این گونه فعالیت ها به اتلاف منابع انرژی و آب و سرمایه مملکت کمک نمی کند؟ چگونه است که باید کشاورزان اصفهانی را که بسیار زحمتکش و دارای مهارت بالایی در کاربرد آب و خاک هستند و بسیار اندک آب در اختیار دارند و تولیدات آن ها بر اساس آمار بالاترین رکوردها را نشان می دهد تنبیه کرد و اسباب نابودی آن ها را فراهم کرد.
دلایل خشک شدن زاینده رود به ترتیب اهمیت عبارت اند از:
1- کاهش بارندگی در سال های خشک
طبق اظهارات مسؤولان آب استان در سال های 86 تا 88 مقدار آب ورودی به سد زاینده رود جمعاً 1700 میلیون متر مکعب است، در صورتی که در دو سال معمولی ورودی سد معادل 3700 میلیون متر مکعب است.
2- عدم ذخیره کافی در سد در سال های معمولی و پرباران برای سال های کم بارش که این موضوع به دلیل فشار بیش از حد مصرف و کمبود کلی آب در حوضه است.
3- برداشت های جدید از رودخانه در دو سال اخیر مانند پمپاژهای چهارمحال و بختیاری. با وجود کاهش شدید بارندگی برداشت های چهارمحال و بختیاری و مصارف شهری افزایش داشته است.
4- افت آب زیرزمینی در آبخوان های اطراف زاینده رود بر اثر افزایش تعداد چاه های قانونی و غیرقانونی که موجب مصرف آب برای تغذیه آبخوان ها می شود. تعداد چاه های قانونی در بخش کشاورزی، صنایع و مصارف شهری در مقایسه ی با 30 سال قبل حداقل 7 برابر شده است.
5- ایجاد بسترهای عریض و بندهای کندکننده جریان در طول مسیر که موجب افزایش نفوذ و تبخیر می شود.
6- و از همه مهمتر که مادر همه مسائل است توسعه ی خارج از ظرفیت در حوضه ی زاینده رود است که با استقرار صنایع بزرگ، پالایشگاه، نیروگاه ها و توسعه ی کشاورزی و ازدیاد جمعیت بر اساس سرمایه گذاری های انجام شده، نقش مخرب خود را ایفا نموده و توسعه در این حوضه را یکی از نمونه های کلاسیک آشکار و قابل استناد توسعه ی ناپایدار نموده است.
جمعیت استان اصفهان در 30 سال قبل حدود 5/2 میلیون نفر بوده که اکنون به 7/4 میلیون نفر رسیده است و این خود موجب کاهش سرانه ی آب به میزان قابل توجهی می باشد. در این مدت دو پروژه انتقال آب یکی تونل دوم کوهرنگ و دیگری چشمه ی لنگان اجرا شده و در مجموع 390 میلیون مترمکعب آب را در سال های عادی به اصفهان اضافه نموده است که برای جمعیت 4/7 میلیون نفر مقدار 83 مترمکعب سرانه ی آب را حمایت کرده و این در حالتی است که کاهش سفره های آب زیرزمینی از این مقادیر بسیار بیشتر است و براساس نظر کارشناسان آب استان، هر سال 200 میلیون مترمکعب بیلان آب های زیرزمینی استان کسر می شود. این کارشناسان معتقدند که اکنون استان اصفهان در مجموع بیش از 800 میلیون مترمکعب آب کسری دارد تا بتواند به حیات اقتصادی خود ادامه دهد.

اکنون به راه حال های مناسب بیندیشیم:

1. راه حل اساسی درازمدت این است که برای استان های اصفهان، چهارمحال و بختیاری و خوزستان طرح آمایش سرزمین به صورت صحیح و علمی تهیه شود و هرگونه توسعه ای بر پایه اصول علمی جایابی شود.
2. مدیریت واحد حوضه ی رودخانه ی زاینده رود از مهم ترین اقدام های کوتاه مدت است که می تواند بسیار مؤثر باشد. طبیعی است که قانون استقلال آب استان ها که نه با اصول علمی همخوانی دارد و نه با اصول مدیریتی و اجتماعی، ضربه ای مؤثر بر پیکر رودخانه های بین استانی کشور وارد آمده است.

منابع آب استان

حجم تخلیه
(میلیون متر مکعب)

دبی
(متر مکعب در ثانیه)

مصارف (میلیون مترمکعب)

کشاورزی

شیلات

صنعت

آب های سطحی

رودخانه ی بهشت آباد

588

6/18

 

 

95

 

 

4/385

 

رودخانه ی کوهرنگ

1477

8/46

رودخانه ی ونک

440

77/22

رودخانه ی کارون

2144

94

رودخانه ی بازفت

3194

68

رودخانه زاینده رود

800

4/25

100

 

 

رودخانه دز

740

23

آب های زیزمینی

چشمه ها

5/7513

2/238

 

7/964

 

4/385

 

09/20

قنوات

196

2/6

چاه ها

487

4/15

جمع

5/17579

 

7/1159

8/770

09/20

جمع کل

59/1950

3- نیاز اساسی مدیریت آب در کشور و خصوصاً در استان های اصفهان، چهارمحال و بختیاری و خوزستان، تشکیل شورای برنامه ریزی و مدیریت آب بین استانی زیر نظر وزارت نیرو با شرکت تمام بخش های مصرف کننده آب مانند کشاورزان، شهروندان، صاحبان صنایع و سازمان های مربوط به آن ها است. این شورا نیازمند بهره گیری از مشاوره ی یک کمیته علمی شامل متخصصین رشته های مختلف مربوط به آب و اقتصاد است. این کار در دنیا در حوضه های رودخانه ها و در بین کشورها برای یک رودخانه انجام می شود. همچنین در سطح بین المللی مؤسسه ای تحت عنوان مشارکت جهانی آب GWP) (3) در سال 1996 تشکیل شده است که سازمان های مدیریتی آب می توانند در آن همکاری نمایند. این موسسه زیرمجموعه ی مدیریت بین المللی منابع آب را IWRM(4) در سطوح منطقه ای و کشوری با هدف همکاری در مدیریت آب برای حمایت از حق آبه داران و مصرف کنندگان قانونی هر حوضه را ایجاد نموده است. در کشور فرانسه در سال 1964 شش حوضه ی هیدرولوژیک را مشخص نمودند که به مدیریت های آب واگذار شد و در هر حوضه 60 نماینده از بهره برداران برای تصویب برنامه ها و قیمت آب و امور مربوط مشارکت دارند و برنامه ها توسط شوراهای فنی این حوضه ها تهیه و سپس به تصویب نمایندگان بهره برداران می رسد. در سطح بین المللی برای رودخانه ی نیل که از 10 کشور می گذرد شورای سیاست گذاری و مدیریتی به نام NBI (5) تشکیل شده است که 9 کشور در آن عضویت دارند و مرکز آن در کشور اوگانداست. این شورا از وزرای مسئول آب کشورهای عضو تشکیل شده است.

پیشنهادات:

1-برای نجات حوضه و حفظ وضع موجود و سرمایه های هزینه شده و زندگی مردم در شرایط فعلی، انتقال آب از حوضه های دیگر الزامی است. همان گونه که قبلاً ذکر شد در حال حاضر800 میلیون مترمکعب کمبود آب سالیانه است تا از خشکی ها و خسارت های مشاهده شده بتوانیم احتراز کنیم. پروژه های تونل سوم باید به اتمام برسد و طرح بهشت آباد هر چه سریع تر به اجرا درآید.
2- عزیزان مسؤول و نمایندگان چهارمحال و بختیاری با توجه به نیاز به آب و شدت کمبود آب و فراوانی آب در استان خود، از برداشت و استفاده از آب زاینده رود و تونل های کوهرنگ صرف نظر کنند.
3- هیچ گونه تخصیص جدیدی برای صنعت و کشاورزی در استان شکل نگیرد.
4-کمیته های سه نفری و پنج نفری با مشارکت نمایندگان وزارت نیرو، کشاورزی و کشاورزان تشکیل و بر تخصیص آب و صدور پروانه های مصرف معقول آب نظارت نمایند.
5-فرهنگ سازی لازم توسط مؤسسات فرهنگی و رسانه ای انجام گیرد و ارزش و اهمیت آب برای همه روشن شود و راه های جلوگیری از اتلاف آب و صرفه جویی در مصرف و در نتیجه اصلاح الگوی مصرف آب تحقق پذیرد.
6-در بخش کشاورزی از تبدیل اراضی حاصلخیز کشاورزی جلوگیری شود، زیرا راندمان آب در اراضی حاصلخیز بسیار بیشتر از اراضی نامرغوب است.
7- فضای سبز شهرها خصوصاً شهر اصفهان که الگوی تمام شهرها و روستاهای استان و حتی برخی از شهرهای کشور است، باید بر اساس اقلیم خشک برنامه ریزی و طراحی شود و از گیاهان بومی و مقاوم به خشکی استفاده شود و برای گیاهان پوششی از گونه های چمن مقاوم و یا گرامینه های بومی استفاده شود و در هر صورت سطوح چمن کاری محدود به فضاهایی شود که واقعاً مورد نیاز است. بدیهی است که هرگونه روش آبیاری که موجب شود قسمت عمده ی آب مصرف شده تبخیر گردد بسیار نابخردانه است.
برای این نوشته از منابع مختلفی استفاده شده است ولی به طور عمده از نظر کارشناسان با تجربه و متخصص بهره مند بوده ایم که از همه ی آن ها سپاسگزاری می شود. همچنین نویسنده از همکاری مؤثر خانم مهندس زهرا جابرالانصار و آقای مهندس مسعود برهانی سپاسگزار است.
*این مقاله قبلاً به همایش "همایش علل بحران زاینده رود در اصفهان" ارائه شده است.

پی نوشت

1- عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان

www.payamesabz.ir /منبع:ماهنامه فنی – تخصصی دانش نما 175 - 174

از سایت: راسخون http://rasekhoon.net/article/show-53788.aspx

 

بازديدها: 384   |   تعداد آرا: 49

اصفهان و زاینده رود
اصفهان و زاینده رود


 

نویسنده:علی سیدی




 
رودخانه ی زاینده رود بزرگ ترین رود مرکزی ایران است که از ستیغ 3 تا 4 هزار متری برف گیر زرد کوه، کوهرنگ و فریدن سرچشمه گرفته است و نشیب های تند و دره های پر پیچ و خم و کوهستانی را می پیماید و تند و سرکش و مغرور به پیش می رود به هر کجا که گام می گذارد، بذر زندگی و شادی و امید می پاشد؛کوه و دشت و دامنه را سرسبز می کند،شوره زار و خارستان را گلستان می سازد،بیابان ها را آبادان می کند،انسان و دام و دد و پرنده و گل و گیاه را سیراب می نماید و سرانجام افتادن و خیزان و خسته و ناتوان در پهنه ی گسترده ی کویرگرم و سوزان، با دلی خونین در مرداب گاوخونی می میرد.
او در دهان همه ی تشنه کامان آب زندگی و شهد و انگبین می ریزد،اما دریغ و درد که انسان نادان و نمک نشناس تا آن جا که می تواند زهر در کامش روانه می سازد.
سرچشمه
ابرهای دریای مدیترانه برفراز کوهرنگ و زردکوه باعث ریزش باران و برف می شوند. برف ها درزمستان انباشته می گردند و در بهار و تابستان آرام آرام آب می شوند. بخشی ازآن ها ازدامنه ها سرازیر می گرددوبخشی در غارهای زیرزمینی و شکاف کوه ها انبار شده، از چشمه های زلال و پرآب کارستی فوران می کند. آنگاه جویبارها به هم پیوسته و رودخانه ی خروشان را می سازند.
تونل های کوهرنگ

تونل اول کوهرنگ که در سال 1333 ه.ش. ساخته شده و 3 کیلومتر درازا دارد، بخشی از آب های کارون را به سوی زاینده رود برمی گرداند. داستان این تونل به گذشته های دور می رسد. دانشمند،ریاضی دان و عارف بزرگ زمان صفوی،شیخ بهایی نخستین بار نقشه و برنامه ی کندن یک کانال برای برگرداندن آب های کارون به سوی زاینده رود را کشید.به دنبال آن، به دستور شاه عباس یک مهندس فرانسوی به نام دوشنه برای این کاربه ایران آمد و بخشی از کانال در دل کوه با دست و باروت بریده شد. پس ازآن،شاه طهماسب این کار را دنبال کرد،اما به سرانجام نرسید. نشانه های کانال شیخ بهایی هنوز بر جای مانده است و درست در همان راستای تونل کنونی دیده می شود. تونل اول کوهرنگ سالانه 300 میلیون متر مکعب از آب های کارون را به زاینده رود بر می گرداند. در سال های پس ازانقلاب،تونل دوم کوهرنگ به درازای 3 کیلومتر و تونل ماربران به دارازای 10 کیلومتر ساخته شد. این دو تونل بر روی هم نزدیک به 250 میلیون متر مکعب آب را به زاینده رود بر می گردانند. بدین ترتیب،سالانه 550 میلیون متر مکعب آب ازکارون به زاینده رود می ریزد و این مقداربر 900 میلیون متر مکعب آب دهی سالانه ی زاینده رود افزوده شده و در دریاچه ی سد زاینده رود انباشته می گردد.
سد زاینده رود در سال 1348 و سد تنظیمی پایین دست در سال 1349 به پایان رسید.بلندای سدازپی 100مترو ازبستر رودخانه 88 متر و درازای آن در تاج 450 مترو پهنای آن درپایه 38/72 متر و در تاج 6/5 متراست.گنجایش مفید آن 1090 میلیون متر مکعب و گنجایش آن در تراز 2059 (ترازحداکثر معمول )، 1250 میلیون متر مکعب بوده و کشش سرریز گذر سیلاب آن 1500 متر مکعب در ثانیه است. سد تنظیمی پایین دست ازپی 14 متر و از بستر رودخانه 10 متر بلندی دارد و گنجایش آن 2 میلیون متر مکعب است. نیروگاه آن 55 مگا واتی و دارای سه توربین است. سد در نزدیک روستای چادگان بنا شده و آفتاب درخشان و آسمان آبی و آب های نیلگون و تپه ماهورهای سرسبز و گلزارهای پرگل کرانه ی آن، چشم انداز بسیار زیبایی را پدید آورده است. آنگاه رودخانه 70 کیلومتر در میان تنگه ها به پیش می رود و سپس به بند چم آسمان می رسد.این بند یک آب برگردان است که از راه تونل و لوله، آب را به منبع های نزدیک دانشگاه صنعتی اصفهان روانه ساخته و آب آشامیدنی اصفهان بزرگ را فراهم می کند(بیش از 20 کیلومتر تونل و 30 کیلومتر لوله ).اندکی پایین تر از بند چم آسمان، زاینده رود از زیر پل کله گذشته، وارد دشت سرسبزاصفهان می شود. دشت اشیان درآغاز راه است و آن گاه به بند آب برگردان نکوآباد می رسد.
بند آب برگردان نکوآباد 61 متر درازا و 6/5 متربلندی دارد و آب زاینده رود را به کانال های کرانه ی راست و چپ می ریزد که درازای کانال های آن164 کیلومتر است.کشش بیشینه ی کانال کرانه ی چپ 50 متر مکعب بر ثانیه و گستره ی آبیاری آن 55000 هکتار و کشش بیشینه ی کانال کرانه ی راست 15 متر مکعب بر ثانیه و گستره ی آبیاری آن 16000 هکتار است.
آنگاه زاینده رود از دشت های لنجان و فلاورجان گذشته،زمزمه کنان وارد شهر زیبای اصفهان می شود و از زیر پل های زیبا و تاریخی مارنان،سی و سه پل، جویی و خواجو و از میان گلستان های سر سبز، خرامان خرامان می گذرد.پل خواجواز زیباترین پل های جهان است که سرگذشت دور و درازی دارد و شب هنگام به ویژه از پایین دست، شکوه وزیبایی بی مانندی دارد. در پایین دست شهر،بند آبشار در کنار پل باستانی شهرستان بنا گردیده و کودک و پیر و جوان در کنار آن به بازی و شادی می پردازند.
بند آبشار نیز مانند آب برگردان نکوآباد است.درازای کانال کرانه ی چپ آن 36 کیلومترو پهنه ی آبیاری آن 17000 هکتار و کشش بیشینه ی آن 15 متر مکعب بر ثانیه است.درازای کانال سمت راست آن 33 کیلومترو پهنه ی آبیاری آن 14000 هکتار و دبی بیشینه ی آن 15 متر مکعب بر ثانیه است.
پس از آن زاینده رود دامن کشان از شهر دور می شودو ازرودشت و بندهای باستانی مروان و گلی می گذرد.آخرین بند، شانزده ده نام دارد و ازآن پس دیگر از میان کویر و شوره زار راه می گشاید و یا شن زار و کویر دست و پنجه نرم می کند. اما دیگر نیرویش به سستی گراییده و به سختی راه می گشاید؛هزاران رشته ی زهر در کامش ریخته اند،رخسارش به زردی می گراییده و دلش چرکین می گردد. با این همه، تا آن جا که توان دارد،در دو کرانه ی خود با اهریمن کویر می رزمد و درخت و سبزه می رویاند و سایه ی مهرمی گسترد؛لهیب آتش کویر را فرو می نشاند و نسیم خنک می آفریند. اما سرانجام خسته و ناتوان،ازپای در می آید و شکوهمندانه در غروبی دلگیر و با شکوه در مرداب گاوخونی می میرد.(1)

اصفهان و زاینده رود

پي نوشت ها :
 

1-برگرفته ازکتاب «مجموعه ی مقالات کنگره ی جهانی بزرگداشت اصفهان»به کوشش فضل الله صلواتی،صص 285-279، 1385.
 

منبع:نشریه دانش نما ،شماره 169-167

http://www.rasekhoon.net/article/show-66976.aspx
 
 
هنگامی که گرد و غبار و یا به اصطلاح ریزگرد ها به شهر ها و خصوصا به والی نشینان ( یعنی به تهران می رسد همه به تکاپو می افتند که باید کاری کرد و حتی مالچ بفرستیم عراق یا درخت بفرستیم یا ... تا گرد و خاک نیاد. اما راه دور نروید از جمله در همین رابطه بخوانید:

تبدیل تالاب گاوخونی به کانون تولید ریزگردها

 تبدیل تالاب گاوخونی به کانون تولید ریزگردها

محیط زیست > آلودگی  - همشهری آنلاین:
تالاب بین المللی گاو خونی با 46 هزار هکتار وسعت، خشک و به کانون تولید ریزگردها تبدیل شده است، این تالاب در فلات مرکزی قرار گرفته است که علاوه بر ایجاد رطوبت مانع پیشروی کویر و شن زارها به اصفهان می‌شد.

به گزارش واحد مرکزی خبر، مدیرکل حفاظت محیط زیست اصفهان گفت: با قطع جریان آب در رودخانه زاینده رود و خشک شدن تالاب گاوخونی گردوغبار ناشی از تالاب علاوه بر اصفهان استان‌های شرقی کشور را هم تحت تاثیر قرار داده است.

آقای لاهیجان‌زاده با بیان اینکه خشکی زاینده رود فاجعه‌ای زیست محیطی در فلات مرکزی ایران است افزود: چاه‌های اطراف رودخانه زاینده رود متاثر از وجود آب رودخانه بود که اکنون آب چاه‌ها به شدت کاهش یافته است و کشاورزان اقدام به کف شکنی آنها می‌کنند.

او کف شکنی چاه‌ها را بسیار خطرناک دانست وگفت: با این کار آب شیرین این چاه‌ها به آب شور تبدیل شده است.

دلایل خشک شدن زاینده رود خشکسالی‌های پی در پی واستقرار صنایع بیش از توان اکولوژیک کلان شهر اصفهان است که با خشک شدن تالاب گاوخونی اکوسیستم فلات مرکزی هم تغییر کرده است.

تالاب گاوخونی‌، با پوشش گیاهی متنوع پناهگاه انواع جانورانی چون گراز، سوسمار، گرگ، افعی وپناهگاه بیش از 40 هزار پرنده مهاجر و انواع خزندگان بود.

این تالاب یکی از 22 تالاب بین‌المللی است که نام آن درکنوانسیون رامسر به ثبت رسیده است.

تالاب گاوخونی در 140 کیلومتری جنوب شرقی اصفهان قرار دارد.

 از:http://hamshahrionline.ir

 

وباز هم در این رابطه بخوانید:

قهر گردشگران با نصف جهان

قهر گردشگران با نصف جهان

محیط زیست > آب  - گروه شهری:
اصفهان به‌عنوان نمادگردشگری ایران، این روزها به‌دلیل خشکی زاینده‌رود با کاهش 50‌درصدی گردشگران روبه‌رو شده است.

عباس حاج‌رسولی‌ها، رئیس شورای شهر اصفهان در جلسه روز گذشته شورای اسلامی شهر اصفهان درباره مشکلات پیش‌آمده ناشی از خشکسالی زاینده‌رود گفت: نگاه به بحث رودخانه زاینده‌رود باید یک نگاه صنعتی باشد. حاج رسولی‌ها ادامه داد: خشک شدن زاینده‌رود علاوه بر خسارات زیست‌محیطی و تهدید اکوسیستم منطقه و همچنین افزایش آلودگی هوا و تاثیرات روانی آن بر شهروندان اصفهانی، موجب شده تا صنعت گردشگری استان نیز با چالش جدی مواجه باشد.

رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان با اشاره به کاهش 50درصدی ورود گردشگر داخلی و خارجی به اصفهان گفت: خشکی زاینده‌رود علاوه بر خسارت به کشاورزان، تولیدکنندگان صنایع‌دستی و فعالان حوزه گردشگری را نیز با مشکل مواجه کرده است. این در حالی است که علی‌اصغر رضایت، رئیس اتحادیه هتل‌داران اصفهان نیز با تایید کاهش نیمی از گردشگران اصفهان به همشهری گفت: میزان اشغال هتل‌های اصفهان نسبت به‌مدت مشابه در سال گذشته حدود 50 درصد کاهش داشته است.

وی در ادامه افزود: البته میزان کاهش ورود گردشگران خارجی به کشور را باید در عوامل دیگری چون تبلیغات سوء خارجی جست‌وجو کرد اما یکی از دلایل اصلی کاهش ورود گردشگران به اصفهان مربوط به خشکی زاینده‌رود است. رئیس اتحادیه هتل‌داران اصفهان تاکید کرد: سرمایه‌گذاران علاقه‌مند برای فعالیت در عرصه گردشگری اقدام به ساخت هتل در این شهر کرده‌اند اما با توجه به وضعیت فعلی، آنها نیز به‌دلیل خسارت‌های وارده از سرمایه‌گذاری خود ناراحت هستند.

رضایت خاطرنشان کرد: با توجه به تاکید مقام‌معظم‌رهبری مبنی بر توسعه گردشگری بهتر است دولت هم با نظر مثبت در این عرصه فعالیت داشته باشد، چراکه در حال حاضر بسیاری از هموطنان به جای مقاصد داخلی عازم کشورهای خارجی می‌شوند که همین مسئله خروج ارز از کشور را به‌دنبال دارد.

از:http://hamshahrionline.ir/news-141083.aspx

نوشته شده توسط حمید رضا وجدانی  | لینک ثابت |