![]() |
![]() |
|
| دیدگاهها و کاربردهای جغرافیا درزمینه توسعه پایدار و محیط زیست Sustainable development and Geography |
|
اهميت ذخاير ژنتيك گياهي و دانش بومي مربوط به گياهان، در توسعه پايدار حميدرضا وجداني-عضو هيئت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان همدان E-mail Address: hrvojdani@yahoo.com چكيده: ذخاير ژنتيك گياهي به عنوان گنجينهاي گرانبها در دست بشر و در خدمت نيازهاي او ميباشد. برخي از اين ذخاير بصورت طبيعي و وحشي وجود داشته و برخي با دستكاري انساني طي هزاران سال شكل گرفتهاند. اطلاعاتي كه انسان در خصوص كاربردها و مصارف گياهان، نحوه يا مكان و زمان جمعآوري آنها و يا روشهاي كشت و توليد زراعي آنها طي اعصار و قرون در مناطق مختلف جهان كسب كرده نيز گنجينهاي پر ارزش را به وجود آورده است. ويژگيهاي دانش بومي آنرا دانشي سازگارتر نسبت به محيط و جامعهگراتر از دانش هاي كلاسيك و نوين معرفي ميكند و ميتواند آنرا در خدمت توسعه پايدار قرار دهد. نگرشي واقع بينانه در به كارگيري ذخاير ژنتيك نه تنها تضادي بين دانش نوين و دانش بومي نشان نميدهدبلكه دانش بومي در خصوص گياهان را ابزار و زمينهاي اساسي در خدمت تكنولوژي زيستي و در نهايت در خدمت توسعه پايدار معرفي ميكند. به دلايل متعددي دانش بومي در زمينه گياهان در مخاطره و به سرعت رو به زوال است و اهتمامي اساسي براي حفاظت از آن لازم است. مقدمه: رشد و توسعه علم و تكنولوژي در سدههاي اخير همچون تيغي دودم زندگي بشر را تحت تاثير خود قرار داد. دستاوردهاي مثبت علم و تكنولوژي در سايه كنترل بيماريها و افزايش بهداشت و سلامت عمومي منجربه كاهش مرگ و مير گرديد و امكان افزايش بيسابقه جمعيت در جهان را فراهم ساخت، به نحوي كه تنها در قرن بيستم جمعيت جهان بيش از سه برابر شد، فشارهاي جمعيتي همراه با تغييردر الگوهاي مصرف و شيوههاي زندگي بشري، مسائل حادي را در سطح كره زمين ايجاد كرد. هجوم بيسابقه به منابع تجديد پذير و تجديدناپذير براي ارتزاق اين جمعيت و برآوردهسازي نيازهاي روبه تزايدجامعه بشري، تغييراتي اساسي در سطح كره زمين ايجاد نمود و نگرانيهايي در سطح بينالمللي برانگيخت. غارت منابع كره زمين در عرصههاي مختلف شامل ذخاير زيستي و به مخاطره افتادن گونههاي مختلف گياهي و جانوري نيز گرديد. اهميت حفاظت از ذخاير ژنتيك گياهي و جانوري موضوعي بود كه در اواسط قرن بيستم بطور جدي مورد توجه قرار گرفت. اما آنچه كه خيلي دير مورد توجه قرار گرفت لزوم حفاظت و ثبت دانش بومي در خصوص اين ذخاير بود. دانشي كه در طي قرنها جمعآوري شد به شدت روبه نابودي رفت و بسياري از زمينههاي آن محو و نابود گرديد. در اين مقاله توجه توأم به حفاظت از ذخاير ژنتيك گياهي همراه با دانش بومي كه در خصوص گياهان وجود دارد مورد بررسي و تاكيد قرار ميگيرد و سعي در تبيين اهميت ثبت و حفاظت اين اطلاعات و دانشها و بهرهگيري به موقع و مناسب از آنها دارد. اهميت ذخاير ژنتيك در بحث پايداري: طي نشستي جهاني در سال 1987 در خصوص توسعه و محيط زيست «توسعه پايدار» تعريف شد. در اين تعريف توسعه پايدار: «راهبردي براي تامين نيازهاي كنوني بشر، بدن اينكه براي نسلهاي آينده مشكلاتي ايجاد شود»، عنوان شد. موضوعات اساسي در بحث پايداري شامل پنج محور اساسي: سياست و مديريت، انرژي و نهادهها، منابع ژنتيك، اقليم، آب و خاك است. در پنج محوري كه ذكر شد يكي از موضوعات اساسي ذخاير ژنتيك ميباشد كه شامل شناسائي ذخاير ژنتيك، ارزيابي و سنجش آنها و استفاده از آنهاست. ژنتيك گياهي به عنوان بخش مشخصي از تنوع زيستي دربردارنده مواد ژنتيكي است كه در اشكال اوليه و گونههاي وحشي، واريتههاي بومي و سنتي و كولتوارهاي جديدوجود دارد. منابع ژنتيك گياه منابعي را براي معيشت انسان اعم از تهيه غذا، چراي دام، تهيه سوخت، تهيه الياف، تهيه جان پناه، تهيه دارو و بسياري از مايحتاج ديگر انسان فراهم ميكند. برآوردشده كه 300 تا 500 هزار گونه اصلي گياهي وجود دارد كه تقريباً 250 هزار گونه آن شناخته يا توصيف شده است. حدود 30 هزار از گونهها خوراكي است كه حدود 7 هزار از آنها در طي تاريخ بشر مورد استفاده قرار گرفته. افزايش شمار گونههايي كه پرورش آنها ممكن است براي نيازهاي انساني اعم از تغذيه، خوراك دام، تهيه سوخت و در صنعت كاربرد داشته باشند، از جمله مواردي است كه اهميت حياتي دارد. اين كار ميتواند با شناسائي گونهها، آزمايش بر روي آنها، سازگار نمودن و پرورش آنها صورت گيرد(1). شناخت و ثبت دانش بومي در خصوص گونههاي مختلف گياهي، ويژگيها و كاربردهاي آنها در قسمتهاي مختلف دنيا ميتواند از به هدر رفتن دانشي كه طي اعصار و قرون كسب شده جلوگيري كند و در اقدام در زمينه معرفي گياهان جديد براي بهره برداري موثر واقع شود. معرفي گياهان جديد براي بهرهبرداريهاي مختلف منجر به بهبود وضعيت بيولوژيكي زيست محيطي، خاك، آب، پوشش گياهي و چشم اندازها ميشود. اين امر با افزايش تنوع زيستي به منظور تعويض سيستمهاي توليد تك كشتي كنوني ميتواند ممكن شود.توسعه و پيشرفت بيوتكنولوژي و تكنولوژي ژن ميتواند فرصتهاي جديدي برا ي حمايت گياهاني كه بطور سنتي از قديم كشت ميشوند ايجاد كند. اين امر به ويژه با پيشرفت در زمينه كولتيوارهاي جديد مقاوم و كولتيوارهايي است كه برخي ويژگيها و خصوصيات مورد نياز انسان از نظر تغذيه، خوراك دام و غيره در آنها تقويت ميشود و يا از نظر توليد برخي تركيبات شيميايي و بيوشيميايي كه در آنها موجود است. پيشبرد پايداري و افزايش بازده محصولات مختلف مربوط به اثرات متقابل و عملكرد تعداد زيادي از ژنهاست(بوشتينگ1997). براي دستيابي به اين مفهوم لازم است تحقيقات ويژهاي در زمينههاي ذيل صورت گيرد: - افزايش كارآئي فتوسنتز - بهبود كارآئي مواد مغذي و آب (با توسعه كولتوارهاي كم توقع) - تغيير در مكانيسم نقل و انتقال مواد غذايي در درون گياهان مطالعات زيادي كه در خصوص گياهان، از انواع وحشي، انواع قديمي، ميانه و ژنوتيپهاي جديد غلات صورت گرفته نشان داده است كه واريتههاي جديد بازده بيشتري نسبت به واريتههاي قديمي دارند و بازدهي بيشتري از نظر مصرف مواد مغذي دارند. محتمل به نظر ميرسد كه برنامه خاصي براي كشت كولتيوارهاي كم توقع موفقيت آميز باشد. كولتيوارهاي اصلاح شدهاي كه كم توقعاند نهاده كمتري را نيز طلب ميكنند و از اين رو در حفاظت محيط زيست موثر واقع ميشوند.(ال بسام 1997) دانش بومي و رويكرد توسعه پايدار: دانش بومي به مجموعه باورها، ارزشها، ابزار، روشها و تجربيات هر قوم گفته ميشودكه در اثر ارتباط آن قوم با محيط پيرامون پديد ميآيد. دانش بومي به تدريج و در طول ساليان دراز پديد آمده و سينه به سينه و به شيوههاي گوناگون از نسلي به نسل ديگر منتقل ميشود. دانش بومي قابل دسترس، ارزان، كارامد، كل نگر، شفاهي، پويا، زمان آزموده و سازگاري با محيط و طبيعت تعريف ميشود(2). دانش بومي در زمينه گياهان، اعم از گياهان كشت شده و يا گياهاني كه بطور وحشي در طبيعت يافت ميشوند خود داراي چندين جنبه قابل توجه است: - دانش بومي در زمينه گياهان در طي اعصار و قرون گردآوري شده - گياهان زراعي با روشهاي بومي گردآوري شده، كشت و ارزيابي شدهاند. - خواص گياهان و كاربردهاي متنوعي كه قسمتهاي مختلف گياه دارد به تجربه گردآوري و مورد سنجش قرار گرفته است. - محيطهاي مناسب كشت گياهان و يا محيطهاي مناسبي كه امكان رشد خودروي گياهان در آنها وجود دارد، در محيطهاي بومي مورد شناسائي قرار گرفته. - گياهان زراعي در طول زمان و با توجه به شرايط واقعبينانه محيطي و اجتماعي و اقتصادي بهزراعي و اصلاح شدهاند. - به رغم همه زحمتي كه مردم براي كسب دانش بومي صرف كرده و با وجود همه ارزشهاي فراواني كه دارد، دانش بومي دانشي شفاهي است و بطور معمول و متداول در روشهاي جديد و علمي ثبت و ضبط نميشود و در نهايت بايد گفت، دانش بومي تحت تاثير عوامل مختلف و شرايط جديد غالباً ناديده گرفته شده و روبه نابودي رفته است. دانش بومي با توجه به اينكه در زمان طولاني و در شرايط محيطي و غالباً با ديدگاههاي توده مردم شكل گرفته و هدايت شده، لذا از جهات مختلف با اصول پايداري منطبق است. دانشي كه بدين طريق شكل گرفته ميتواند حداكثر تطابق را با محيط زيست داشته باشد. با توجه به اينكه تنها نخبگان جامعه و صاحبان سرمايه نيستند كه اين دانش را ساخته، ارزيابي، هدايت و حفظ كردهاند، لذا اصولاً ميبايد تطابق بيشتري با خواستهاي توده مردم داشته باشد.افزايش شمار درخواست ثبت اختراع براي كولتيوارهاي اصلاح شده بخصوص كولتيوارهايي كه از طريق انتقال ژن توليد شدهاند اثرات منفي در تحقق استراتژي «غذا براي همه» دارد. اين امر اختلاف بين افراد جامعه بشري و اختلاف بين شمال و جنوب را افزايش ميدهد. اين امري است كه در دانش بومي و دستاوردهاي آن سابقه ندارد و به طور خلاصه ميتوان دانش بومي را دانشي جامعهمدار قلمداد نمود كه اين ويژگي نيز تطابق آنرا با توسعه پايدار تقويت ميكند. آيا دانش بومي و دانش هاي نوين در تضاد قرار دارند؟ اگر چه پارهاي تفاوتهاي ماهوي بين اصول، روشها و اهداف دانش نوين و دانش بومي وجود دارد وليكن نكات مشترك بسياري نيز بين آنها موجود است. به واقع دانش بومي در بسياري از زمينهها زادگاهي براي دانش نوين فراهم ساخته است. به عنوان نمونه در زمينه توليد دارو، بنا به اظهار سازمان بهداشت جهاني 25 درصد از داروهاي متداول كنوني داراي منشاء گياهي هستند و بنا به گزارش همين سازمان 74 درصد از داروهاي گياهي كه به شكل جديد استفاده ميشوند شناخت اثرات دارويي شان به طور سنتي و از قديم صورت گرفته است(3). منابع ژنتيك گياهي منبعي را براي توليد كولتيوارهاي جديد فراهم ميكند، چه از گياهاني كه به طور سنتي و از قبل پرورش مييابند و چه از طريق روشهاي بيوتكنولوژي اين منابع ذخايري از قابليت سازگاري ژنتيكياند كه در مقابل عوامل مضر بالقوهاي كه در طبيعت وجود دارند مقاومت نشان ميدهند و يا ميتوانند جهت تغييرات اقتصادي در گياهان به كار آيند. اگر چه امكانات تكنولوژي زيستي و ساير علوم مرتبط كنوني در زماني بسيار كوتاهتر شناسايي خواص ژنتيكي و حتي تغيير در آنها را مقدور ساخته است وليكن تعدد بسيار زياد گونهها و محيطهاي طبيعي زيستي متفاوت از يكسو و محدوديت امكانات اقتصادي، تخصصي و نيروي انساني براي اينگونه بررسيها، در مورد طيف گستردهاي از گونهها و نژادها، لزوم بهرهگيري از دانش بومي در اين زمينه را خاطر نشان ميسازد، به عبارت ديگر در اينجا دانش بومي در خدمت تكنولوژي زيستي قرار ميگيرد و حاصل اين تلفيق ميتواند تسريع در امور و به حداقل رساندن هزينهها را در برداشته باشد. مخاطراتي كه دانش بومي گياهي با آن مواجه است: دانش بومي در بسياري از موارد ناديده گرفته ميشود. پارهاي ديدگاههاي افراطي در اين امر مؤثر واقع شدهاند. عدهاي آنرا جوابگوي تمامي نيازهاي بشري و عدهاي آنرا عاري از هر گونه فايده و كاربرد در زمان حاضر ميدانند. سرعت پيشرفتهاي بشري به ويژه در قرون نوزده و بيست به حدي بود كه برخي ديدگاههايي كه دانش بومي را بي فايده ميدانستند شدت گرفت. توجه بيش از حد به برخي محصولات و گياهان موجب غفلت از گياهان ديگر و دانش بومي مربوط به آنها گرديده. از بين 300 تا 500 هزار گونة اصلي گياهي، حدود 30 هزار از آنها خوردني ذكر شده كه حدود 7 هزار مورد آنها از طريق كشت يا جمع آوري جهت خوراك در طي تاريخ بشر استفاده شده. امروز تنها 30 محصول گياهي 90% از كالري مورد نياز بشر را تأمين ميكنند (برنج 26%، گندم 23%، ذرت 7%، ارزن و سورگوم 4% …)(4) دانش بومي گياهان، اعم از گياهاني كه زراعت ميشوند و يا گياهاني كه به طور وحشي در طبيعت موجوداند، با تغيير مختصري در روشهاي زندگي، الگوهاي بهرهبرداري و امثال آن به راحتي از بين ميروند و بازگشت به آنها و استفادة مجدد از آنها به دليل مكتوب نبودن دانش بومي مقدور نيست. جمع بندي و نتيجهگيري: ذخاير ژنتيك گياهي از اركان توسعه بوده و حراست و بهرهبرداري از آنها جايگاه ويژهاي در توسعه پايدار دارد. حفاظت از گونههاي گياهي و جانوري و جلوگيري از انقراض آنها مدتهاست كه كم و بيش مورد توجه قرار گرفته است؛ با ايجاد مناطق حفاظت شده، هرباريومها، بانك ژن و امثال اين اقدامات. اما آنچه كه كمتر بدان توجه شده لزوم حفاظت از دانش بومي گياهان است. در بسياري از مناطق جهان به انحاء گوناگون ذخاير ژنتيكي حفظ ميشوند اما در اغلب موارد دانش بومياي كه همراه اين گياهان است ناديده گرفته ميشود. با نگاهي اجمالي به شرايط جاري در برخورد با ذخاير ژنتيك گياهي و دانش بومي همراه آنها به ويژه در ايران ميتوان چنين اظهار نظر نمود كه: - اقدامات خوب و مؤثري همگام و همراه با ديگر مناطق جهان در ايران نيز به منظور حفظ ذخاير ژني گياهي به ويژه در مورد گونههاي وحشي و خودرو و به عمل آمده. از جملة اين اقدامات بايد مساعياي كه در شناخت و معرفي گياهان در حال زوال در سطح بينالمللي صورت گرفته اشاره كرد (در كتاب قرمز ايران گونههاي در مخاطره و آسيب پذير ايران و ميزان مخاطرهاي كه آنها را تهديد ميكند به اختصار آمده است). - شناسائي در خصوص گياهاني كه در طول زمان مورد انتخاب، اصلاح و به زراعي قرار گرفته و در گوشه و كنار جهان و از جمله در ايران كشت و بهرهبرداري ميشوند. ثبت و ضبط اطلاعات مربوط به اين گياهان و دانش بومي مربوط به آنها كمتر از گياهان وحشي و خودرو مورد توجه قرار گرفته و سازماندهي و قطعيت قابل ملاحظهاي در خصوص حفظ اين ذخاير ژنتيك كه با گسترش كشت گونههاي جديد و گسترش روز افزون تك كشتي محصولات، به شدت و به سرعت در معرض نابودي قرار دارند، ديده نميشوند. اطلاعات ژنتيكي گونههايي كه در بانكهاي ژن نگهداري ميشوند ارزشمندند اما اطلاعات محيطي و اطلاعات بشري و اجتماعي – اقتصادي كه در انتخاب (سلكسيون) آنها مؤثر واقع شده عميقاً ناديده گرفته ميشود. اين گياهان گنجينهاي از تلاش انسان در به خدمت گرفتن محصولات مختلف گياهي در شرايط زيستي متنوع در طي اعصار و قرون است كه در تطابق بسيار زيادي با اصول پايداري در كشاورزي قرار داشته است. آنچه كه در خصوص ذخاير ژنتيكي بيش از همه با بي مهري روبرو بوده، دانش بومي در خصوص اين ذخاير است. دانشي كه انسان طي هزاران سال كسب كرده و بسياري از زمينههاي آن به دليل مكتوب نبودن اين دانش در حال نابودي است. باري ! اگر چه به دلايل متعدد، كه اشاره مختصري به آنها شد، بسياري از ذخيرههاي ژنتيكي و به ويژه دانش بومي در خصوص آنها طي دهههاي اخير رو به زوال رفته است، به هر حال در هر زماني كه از ادامة اين روند جلوگيري شود موفقيتي براي جامعة بشري خواهد بود. منابع، مآخذ و ارجاعات متن: 1- Bassam, Nasir El. Natural Resources And Development. Volume 51.1999. (P. 41.57) 2- اميري اردكاني، محمد و عمادي، محمدحسين (1381). دانش بومي در كنترل آفات و بيماريهاي گياهي، تهران. انتشارات: دفتر مطالعات و تلفيق برنامهها، انتشارات خوشبين ص: پيشگفتار. 3- وجداني، حميدرضا (1381). گياهان داروئي و كاربرد آنها در دامپزشكي و دامپروري. مجلة دامدار، سال يازدهم شماره 145- ص 12-10. 4- Bassam, Nasir El. Natural Resources And Development. Volume 51.1999. (P. 41.57) 5- Jalili, A and Jamzad, Z, Red Data Book of 6- Http://www.ciesin.org/TG/AG/ikbio.html: Role of indigenous knowledge in preserving biodiversity. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 10:6 توسط حمید رضا وجدانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
توسعه پایدار و جغرافیا سایتی است که توسط حمیدرضاوجدانی نوشته ومدیریت می گردد.
حمیدرضاوجدانی متولدشهرهمدان درسال 1345 ودارای مدرک کارشناسی ارشدجغرافیای انسانی ازدانشگاه تهران درسال 1370 است ازسال 1373 تاکنون درمرکزتحقیقات جهادکشاورزی استان همدان مشغول فعالیت تحقیقاتی می باشد. زمینه های موضوعی موردعلاقه وی مباحث منابع طبیعی و توسعه پایدار ازجنبه های مسائل اقتصادی-اجتماعی ، جغرافیای فقر و جغرافیای صلح است. |
| آرشیو موضوعی |
|
جغرافیا توسعه پایدار محیط زیست مرتع فقر جغرافیای صلح روش تحقیق و کاربرد آمار و روش های کمی در جغرافیا |
|
RSS
|